اشعار زیبا درباره اربعین (مجموعه شعرهای بلند و کوتاه درباره اربعین حسینی)
مجموعه شعرهای بلند و کوتاه درباره اربعین حسینی را در روزنو برای همراهان عزیز قرار داده ایم. اربعین به معنای چهلم است و ۲۰ صفر را که چهل روز بعد از شهادت امام حسین(ع) در روز عاشورا است، اربعین حسینی یا روز اربعین مینامند. طبق نقلهای تاریخی، جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر اسلام(ص)، به همراه عطیه عوفی در اولین چهلم شهادت امام حسین(ع) بهعنوان اولین زائر بر سر مزار امام حسین(ع) حاضر شده و قبر امام حسین را زیارت کرده است.

شعرهای ادبی درباره اربعین
ساربانا ز اشتران بگشای بار
لحظهای ما را به حال خود گذار
اینکه بینی سرزمین کربلاست
خاک او آغشته با خون خداست
در حریم قدسی صحرای دوست
بشنو این گلبانگ، این آوای اوست
نی نوا، در نینوای راستین
مویهها دارد ز نای اربعین
ناله آتش بال در پرواز بین
همطراز آه گردون تا زمین
اشک میریزد ز چشم کائنات
در عزای تشنه کامان فرات
آن بلا جویان که تا بزم حضور
راه پیمودند با سامان نور
رایت توحید از اینان پایدار
ماند و میماند به دور روزگار
گر فرات اینجا چو دریا خون گریست
نی عجب، خورشید بر هامون گریست
شفق کاشانی
دردها میچکد از حال و هوای سفرش
گرد غم ریخته بر چادر مشکی سرش
تک و تنها و دو تا چشم کبود و چند تا …
کودک بی پدر افتاده فقط دور و برش
ظاهراً خم شده از شدت ماتم اما
هیچ کس باز نفهمیده چه آمد به سرش
روزها از گذر کوچه آتش رفته
اثر سوختگی مانده سر بال و پرش
همه بغض چهل روزه او خالی شد
همه کرب و بلا گریه شد از چشم ترش
علیرضا لک
باز عاشوراییان پیدا شدند
باز هم سوداییان شیدا شدند
وقت آن شد عشق خونینتر شود
لالههای غصه رنگینتر شود
بلبل اینجا نالهها سر میکند
لاله اینجا چشمهاتر میکند
اربعین غصههای گل کجاست
اربعین ناله بلبل کجاست
اربعین عشق، عباست چه شد
اربعین، فریاد احساست چه شد
اربعین از نینوای خون بگو
اربعین از اعتلای خون بگو
هان بگو از عشق، از معنای دین
وصف عباس آن مراد مومنین
ما فدای عشق بیآلایشات
ما به قربان تمام خواهشت
تو مراد عشق بی پایان شدی
قبلهگاه و معبد پاکان شدی
ساهره غلامی
مطالب مشابه: متن درباره اربعین { جملات بسیار غمگین چهلم امام حسین و یاران شهیدش }

پریدهام به هوایت پریدنی که مپرس
رسیدهام سر خاکت، رسیدنی که مپرس
اگرچه خم شدم اما کشید شانه من
به دوش بار غمت را کشیدنی که مپرس
نفس بریده بریدم امان دشمن را
به ذوالفقار حجابم، بریدنی که مپرس
به طعم کعب نی و سنگ و تازیانه شان
چشیدهام غم غربت چشیدنی که مپرس
غروب بود و رمیدند بچه آهوها
ز چنگ گله گرگان، رمیدنی که مپرس
مپرس از چه نماز نشسته میخوانم
شکسته خسته دویدم دویدنی که مپرس
نه اینکه دیده فقط دید، آنچه کس نشنید
شنیدم آنچه نباید، شنیدنی که مپرس
محسن عرب خالقی
این عزاداران که ناکام آمدند
مستقیم از کوفه و شام آمدند
گریه بر غمهات ای سالار دین
در گلوشان حبس شد یک اربعین
خیز از جا اشکها را پاک کن
در کنار خویش ما را خاک کن
بعد تو ای شاهراه زندگی
ای امید و تکیه گاه زندگی
روز و ماه و سال ما را میکشد
روضه گودال ما را میکشد…
امیر عظیمی
چشم گریان سویت از شام خراب آوردهام
خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آوردهام
گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد
قامت خم گشتهای بهر جواب آوردهام
اشک سرخ و چهره زرد و تن سیاه و مو سفید
اینهمه سوغات از شام خراب آوردهام
اشک میبارم ز داغ چارساله دخترت
گر چه پرپر شد گلت با خود گلاب آوردهام
همرهم زین العباد این حجت دادار را
جان و تن مجروح از بزم شراب آوردهام
مهدی نعمتنژاد
اشعار کوتاه و زیبا با موضوع اربعین
همه میگن که یه دست صدا نداره
کی میگه هرکی بده خدا نداره
تو نگو غریبه ای که رات نمیدن
کربلا غریبو آشنا نداره
کربلا برای دیدنت چشم انتظارم
همه لحظه لحظه ها رو می شمارم
به خدا خسته شدم بسته جدایی
کی میشه سر روی شش گوشت بذارم
خوشا آن روز بر صحنش بشینیم
ضریح و گنبد زردش ببینیم
خوشآ آن روز با یک ” یا حسین جان”
میان کربلا آرام بمیریم
نه که هفت دور ، دوصد بار طوافت می کنم
با زبان قاصرم ارباب صدایت می کنم
در میان خلوت دل در دعای روز وشب
آرزوی دیدن کرب و بلایت می کنم
بوی عطرش به مشامم چو نسیم است خدا میداند
اهل عالم بدانید حسین شاه کریم است خدا میداند
ای دلم گرد یتیمی به من و تو به چه کار ؟
هر که ارباب ندارد یتیم است خدا میداند
ای به قربان صفایت حسین
چشم من مانده به راهت حسین
به خدا ز هجر تو جان دادم
قسمتم کن حرم کرب و بلایت حسین
همگی ز مال دنیا تا ابد دل سیریم
به خدا به عشق ارباب همه می میریم
ای دلم غصه نخور خدا بزرگ است بلی
عاقبت هردو برات کربلا می گیریم
انگار به بال بوریا می شینیم
هنگامی که صحن خوشگلش می بینیم
مکه گر رویم خانه حق می بینیم
کربلا رویم خود خدا می بینیم
عکس نوشته اشعار اربعینی
هم آیه و هم کتاب می گفت حسین
هم لیلی و هم رباب می گفت حسین
اعضاء و جوارح قتیل ره عشق
در خون خودش خضاب می گفت:حسین
مطالب مشابه: متن التماس دعا از زائران کربلا { ۴۵ متن دلتنگی و التماس دعای کربلا }

تا جان ز تن برادرت گشت جدا
انگار که جان ز پیکرت گشت جدا
شمشیر ز بودن خودش مانده خجل
چون با لبه اش گل سرت گشت جدا
از امشب هرچی ” خَلــــــــــــــــــــافِهـ”
به عشق آقام “حُسِــــــــــــــــــــــــــــــین” غلافه
شعر تشکر , شعر در مورد تشکر , شعر درباره تشکر , شعر در وصف تشکر
شعر اربعین پیاده کربلا
گفت قصد جنگ ندارم ، فقط آب !
باور ندارید ؟ این دو دست باشد پیش شما ، فقط آب !
تیرهایتان به روی دیده ، فقط آب !
و بعد صدای حسین بلند شد ، فقط آب …
ما هنوز
لذت نزدیکی به تو را
نچشیده ایم
این حال و هوای خوب محرم
لذت دور شدن
از خودمان است!
هر سال برای تو سیه می پوشیم
در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم
ما، بعد هزار و چارصد سال هنوز
با یاد لب تو آب را می نوشیم . . .
دستش که به آب خورد…یادش افتاد وصیت های علی را…
کنارش بمان مظلوم تر از او نیست…
چنان سراسیمه بازگشت که دست هایش را جاگذاشت…
پیچیده شمیمت همه جا
ای تن بی سر
چون شیشه عطری که
درش گم شده باشد
فرقی نمی کند در کجای قرن چندم ایستاده باشم !
مهم این است
که من همچنان رعیتم
و تو اربابی یا “حسین”
هیئت تمــام شد
همـــه رفتنـد و تو هنـــــــوز…
یک گوشـه نشســته ای و گریــــه میکنــی…
آجــرک الله یا صــاحب العصـــر و الزمـــان



