متن محرم برای پست اینستاگرام { زیباترین و غمگینترین متن برای محرم و عاشورا }

محرم، ماهِ غربتِ حسین (ع) و روزهای خونینِ عاشورا است. محرم نام حسین و یارانش را زنده میکند، یادشان را گرامی میدارد و بر دل سنگها هم آتش میزند. در این بخش از سایت، مجموعهای از متن محرم برای پست اینستاگرام و زیباترین و غمگینترین متن برای محرم و عاشورا را گردآوری کردهایم. جملاتی که نه فقط برای عزاداری، که برای یادآوری قیامِ «هل من ناصر ینصرنی» سروده شدهاند. این متون را میتوانید بر روی تصاویری از حرم، مشق، گنبد، یا هر نماد دیگری از کربلا به اشتراک بگذارید. باشد که قدمی در راه روشن نگه داشتن چراغ عاشورا باشد.
فهرست متحتوا
جملات زیبای محرمی
محرم، یادآور خون دل است. یادآور عطش، یادآور تنهایی، یادآور ایستادگی. حسین (ع) تنها نبود، او با خدا بود. ما نیز در این روزها، با یاد او، تنها نیستیم. #محرم #حسین
هر سال محرم میآید و هر سال ما میمانیم و حسرت بودن در کربلا را میخوریم. اما شاید حضرت به نیت ما نگاه میکند. شاید یک قطره اشک برای ما کافی باشد. #ارباب_ببین
اینجا کربلا نیست، اما دل، کرببلاست. اینجا تل زینبیه نیست، اما اشک، روان است. ای کاش میشد یک بار، فقط یک بار، کنار قبر تو بایستیم و بگوییم: لبیک یا حسین. #لبیک_یا_حسین
حسین (ع) درس آزادگی داد. درس غیرت، درس شرف، درس ایستادگی در برابر ظلم. در این روزها، بیاییم از او یاد بگیریم که چگونه انسان باشیم، چگونه بمیریم، چگونه زندگی کنیم. #آزادگی
محرم فقط ماه گریه نیست، ماه تفکر است. تفکر در این که چرا حسین رفت؟ چرا یارانش جان دادند؟ چرا زینب اسیر شد؟ شاید جواب در آزادیخواهی باشد. #تفکر
از مدینه تا کربلا، از کربلا تا شام، از شام تا مدینه. این مسیر عشق را تو رفتی ای حسین. ما امروز با اشکهایمان، همان مسیر را میرویم. قطره قطره، قدم قدم. #مسیر_عشق
گاهی یک قطره اشک، ارزشی دارد بیشتر از یک عمر عبادت. نه به خاطر آن قطره، به خاطر کسی که برایش میریزد. حسین (ع) چنین است. هر چه برای او باشد، کوچک نیست. #قطره_اشک
چه کنیم در این روزها که دل بیقرار حسین است؟ چه کنیم که دستان خالی داریم و فقط اشک؟ شاید اشک بهترین هدیه باشد برای آن که به جز اشک، چیزی نداریم. #هدیه
محرم، ماه بیخوابی عاشقان است. ماه شور و حال، ماه سیاهپوشی، ماه گریه. ای کاش ما هم در زمره آن عاشقان باشیم که دل به حسین بستهاند و از او جدا نمیشوند. #عاشقان_حسین
یا زینب (س) ! تو اسیر شدی، اما اسارت تو، فریاد آزادی بود. تو در مجلس یزید، طوفان به پا کردی. تو فاطمهوار حرف زدی. درسی از تو میگیریم که هر جا باشیم، حق را بگوییم. #زینب_کبری

مشک نیست، لب تشنهایم. گریه نیست، حرف داریم. حرف از عطش، حرف از لبخند در برابر شمشیر، حرف از قاسم ۱۳ ساله، حرف از اصغر ۶ ماهه. حرف از تمام خوبیها. #حرف_برای_گفتن
علم میزنند، اما نه از روی غرور، از روی عشق. زنجیر میزنند، اما نه از روی هوس، از روی ارادت. سینه میزنند، اما نه از روی عادت، از روی این که حسین را دوست دارند. #ارادت
حسین (ع) برای احیای دین جدش محمد (ص) قیام کرد. او خواست نشان دهد که اسلام واقعی با اسلام اموی فرق دارد. در این محرم، بیاییم اسلام واقعی را بشناسیم. #اسلام_ناب
روز عاشورا، روز حماسه است. روزی که مردان، مرد شدند، زنان، زن. روزی که خون بر شمشیر پیروز شد. در این روز، ما هر ساله این پیروزی را جشن میگیریم. با گریه. #پیروزی_خون
متن برای محرم امام حسین
ای کاش میشد یکبار در کربلا بود. ای کاش میشد یکبار بالای سر حسین گریه کرد. ای کاش میشد یکبار در صحرای کربلا دوید و گفت: حسین جان، دلم برایت تنگ شده. #کاش
علم، بیرق، کتل، زنجیر، سینه، اشک. همه نمادهای عشق به حسین. اما مهمتر از همه، قلب است. دلی که برای حسین بتپد، ارزشی دارد بیشتر از همه اینها. #قلب_تپنده
محرم، ماه سلام به غریب کربلاست. سلام به کسی که یار نداشت، یاور نداشت، تنها بود. سلام به کسی که به خدا گفت: خدایا، در این تنهایی، تو هستی. #سلام_بر_حسین
گاهی باید گریست، نه از روی ضعف، از روی قدرت. قدرتی که میگوید من تسلیم نمیشوم. قدرتی که میگوید من با حسینم. گریه برای حسین، نشانه این قدرت است. #گریه_قدرت
یا اباعبدالله (ع) ! ما آمدیم که بگوییم تو را فراموش نکردهایم. هر سال، در این روزها، پرچمها را بلند میکنیم، سینه میزنیم، اشک میریزیم. بگو قبول است یا نه؟ #یا_اباعبدالله
فداکاری در رکاب حق، درس حسین است. جان دادن در راه خدا، درس حسین است. اسیر شدن در راه خدا، درس زینب است. اینها همه نشانه عشقی است که به خدا دارند. #فداکاری
حسین را میشناسیم به عشقش، به صبرش، به ایستادگیاش. ما هم میخواهیم اینگونه باشیم. شاید نتوانیم مثل او باشیم، اما میتوانیم سعی کنیم. محرم، ماه تلاش است. #تلاش
سنگ قبرهای سفید در کربلا، یادگار شهداست. هر کدام یک داستان، یک حماسه، یک عشق. ما این داستانها را هر سال روایت میکنیم. برای اینکه فراموش نشوند. #روایت_عشق
برای حسین، هر چه بگوییم کم است. هر چه گریه کنیم کم است. هر چه سینه بزنیم کم است. چون او آنقدر بزرگ است که هیچ چیزی نمیتواند حقش را ادا کند. فقط میتوانیم دوستش داشته باشیم. #دوستت_داریم
محرم، ماه اتصال به خدا از طریق حسین است. نه واسطهای، نه حائلی. فقط حسین و خدا و ما. اشک، واسطه میشود، دل، راهنما.
کاش میتوانستیم مثل حر باشیم. یک لحظه، یک تصمیم، یک تغییر. از سپاه دشمن به سپاه حسین. از شرمساری به سربلندی. محرم، ماه تغییر است. #تغییر
عمه سادات، زینب کبری (س)، تو اسطوره صبر و استقامتی. تو در کربلا، در کوفه، در شام، همیشه استوار بودی. ما از تو میآموزیم که چگونه در سختترین شرایط، ایستاد. #اسطوره_صبر
محرم، ماهی است که آسمان و زمین گریه میکنند. ماهی که فرشتگان بر زمین میآیند و در عزای حسین میگریند. ما هم در این ماه، با آنها همصدا میشویم. #هم_صدا
تل زینبیه، جایی که زینب (س) برادرش را دید که افتاده، غرق در خون. آن لحظه، صبر زینب معنا پیدا کرد. ما هر سال در این روزها، آن لحظه را بازسازی میکنیم. با چشم، با دل، با اشک. #تل_زینبیه
حسین (ع) برای خدا قیام کرد، نه برای قدرت. او میخواست بگوید که حکومت یزید، حکومت خدا نیست. ما در این محرم، بیعت خود را با خدا تجدید میکنیم. و بیزاری خود را از یزید. #تجدید_بیعت
یا حسین (ع) ! ما را بپذیر. با قلبی پر از گناه، با چشمی پر از اشک، با دستی خالی. اما پر از عشق. عشق به تو، عشق به خدا، عشق به حقیقت. بپذیر، ما را، در این ماه. #یا_حسین
السلام ای وادی کرب بلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللهِ
وَ عَلَی الْاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ
عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً
ما بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن
وَ عَلی عَلَیِ بْن الْحُسَین
وَ عَلی اَوْلادِ الْحْسَیْن
وَ عَلی اَصحابِ الْحُسَین
فرا رسیدن ماه محرم
و ایام شهادت سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین ( ع)
و هفتاد و دو تن از یاران مخلص و جان بر کف آن حضرت
را به ساحت مقدس حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا
و تمام عاشقان و مریدان آن حضرت تسلیت باد
محرم آمد و دل ها غمین شد
غم و عشق و بلا با هم عجین شد
حسین آماده، بهر جانفشانی است
دوباره فاطمه قلبش حزین شد
فرا رسیدن ایام عزاداری سید الشهدا
بر تمام شیعیان و دلسوختگان و عاشقان امام حســـین علیه السلام تسلیت باد
متن درباره محرم ( جملات غمگین و سوزناک ماه محرم )
شعر درباره محرم (مجموعه اشعار بلند و کوتاه درباره ماه محرم)
عکس نوشته محرم
باز محرم رسید، این من و گریه هایم
رفع عطش می کند فرات اشک هایم
باز محرم رسید، دلم چه ماتم زده
کسی میان این دل، خیمه ماتم زده
نزدیک محرمست و باید کم کم
دیوار دلم سیاه پوشان بشود
اندوه مقدسی درونش آید
با عشق حسین روبه سامان بشود
فرارسیدن ماه محرم را بـه عزادارن تسلیت عرض می کنم
محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد
فرا رسیدن ماه محرم بر حضرت مهدی تسلیت باد
این بیرق و لوح و علمو عشقه
این کتیبه ها و پرچمو عشقه
تو سیصد و شصت و پنج روز هر سال
آقـا دهــه ی محرمــو عشقه
فرا رسیدن ایام سوگواری اباعبدالله الحسین بر تمام شیعیان تسلیت باد
باز در جان جهان یکسره غوغاست حسین
این چه شوری ست که از یاد تو برپاست حسین
این چه رازی ست که صد شعله فرو مرد و هنوز
روشن از داغ تو ظلمت کده ماست حسین
لبیک یا حسین علیه السلام
فصل عزا آمد و دل غم گرفت
خیمه دل بوی محرم گرفت
زهره منظومه زهرا حسین
کشته افتاده به صحرا حسین
ماه اشک های بی اختیار
ماه غمبار اسیران
ماه فریادهای خونین
و ماه طنین موید صحرای عشق
بر شـما عاشوراییان تسلیت باد
تا قیامت ز قیام تو قیامت برپاست
از قیام تو پیام تو عیان است هنوز
همه ماه است محرم، همه جا کرب و بلاست
در جهان موج جهاد تو روان است هنوز
ماه خون
ماه اشک
ماه ماتم شد
بر دل فاطمه داغ عالم شد
فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض می كنم
باز محرم شد و دل ها شکست
از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد
از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت
دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم و لیلا همه در خون شدند
این چه غمی بود که دنیا شکست

عطری کـه از حوالی پرچم وزیده اسـت
ما را بـه سمت مجلس آقا کشیده اسـت
از صحن هر حسینیه تا صحن کربلا
صد کوچه باز کنید محرم رسیده اسـت
با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرارسیدن ماه محرم تسلیت باد
زیباترین متن برای محرم کوتاه
خبر کن ای دل همین امشب تمام غم های عالم را
که غرق خون در افق دیدم حلال ماه محرم را
دمید روح غم اندر تن مه غم عالم
تو نوحه سر بده چون شد عزای اشرف آدم
لباس تیره به تن کن، ز داغ نوحه تو سر کن
که گشته ماه عزا و دوباره گشت محرم
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
ماه محرم آمده باید دگر شوم
باید به خود بیایم و زیر و زبر شوم
باید سبک عبور کنم از خیال سود
باید خلاص از تب و تاب ضرر شوم
در بهار گل ها شد خزان ماتم
بـاران بـلا ریخـت از ابـر محــرم
طــوفان بلا برخاست
عـلم بـه عزا برخاست
السَّلامُ عَلَيْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ الحُسینْ
فرارسیدن ماه محرم را بـه عزادارن تسلیت عرض می کنم
ای کاش آن روز بودم، ای کاش کنار خیمهها ایستاده بودم. ای کاش یک جرعه آب به لب تشنههایشان میدادم. اما نه، من نبودم. فقط ماندهام و این حسرت که هیچ کاری نتوانستم بکنم.
آقا جان، دلمان برایت تنگ شده. نه امروز، هر روز. اما این روزها، بیشتر. شاید به خاطر سیاهی لباسمان، شاید به خاطر سردی هوا، شاید فقط به خاطر اینکه دوستت داریم.
کاش میشد با قافله ات همراه شد. کاش میشد در رکابت جان داد. کاش میشد تیرها را به جان خرید برای تو. اما نه، ما ماندیم و حسرت. حسرت یک لحظه بودن در کنارت.
حسین جان، زمین تاریک است بی تو. آسمان سرد است بی تو. دلهای ما خالی است بی تو. بیا دوباره، بیا که ما تشنهایم. تشنه یک نگاه، تشنه یک لبخند، تشنه خودت.
هر سال میآییم، هر سال گریه میکنیم، هر سال میرویم. اما تو نمیآیی. تو رفتهای، رفتهای که دیگر هیچ وقت برنگردی. ما ماندهایم و این دل تنگ، تا سال دیگر، تا عاشورای دیگر.
ای کاش میدانستی چقدر تنهاییم. ای کاش میدانستی چقدر دلتنگیم. ای کاش میدانستی بدون تو، همه چیز بیمعناست. بیا، بیا که ما طاقت نداریم.
در این روزها، دلم برای عباس میسوزد، برای اکبر، برای قاسم، برای اصغر. برای همه آنهایی که رفتند و هیچ کس نماند. جز زینب، جز یک زن تنها که روایتگر حماسه شد.
مشک که بر زمین میافتد، دلم میشکند. دست که از تن جدا میشود، دلم میشکند. گهواره که تیر میخورد، دلم میشکند. در این روزها، دلم مدام میشکند.
حسین جان، ما آمدیم که بگوییم فراموشت نکردیم. هر سال، در این روزها، لباس سیاه میپوشیم، سینه میزنیم، گریه میکنیم. شاید ببینی، شاید نگاهمان کنی، شاید دعایمان کنی.
یا زینب، تو تنها ماندی. در میان آن همه مرد، تنها تو ماندی. با دلی شکسته، با چشمی گریان، با روحی آزرده. اسیر شدی، اما اسارتت، فریاد آزادی بود. ما هم فریاد میزنیم، با تو.
عاشورا، یعنی سقوط یک مرد؟ نه، یعنی سقوط یک حکومت ظالم. یعنی پیروزی خون بر شمشیر. یعنی ماندگاری عشق. عاشورا، یعنی حسین.
هر قطره اشک، یک سلام به کربلاست. هر آه، یک لبیک به حسین. ما در این روزها، هر چه داریم، میریزیم برای تو. از دیده اشک، از دل آه، از جان صدا.
حسین جان، دلم میخواهد بغلت کنم. مثل مادری که فرزندش را از دست داده. اما تو رفتهای و من ماندهام با این دل پر از حسرت. حسرت یک بغل، حسرت یک لحظه.
متن درباره آغاز محرم / جملات غمگین شروع و تسلیت ماه محرم
متن تسلیت عاشورا به همراه عکس نوشته های غمگین و اشعار
دلنوشته محرم
محرم آمده، با تمام غمش، با تمام سوزش، با تمام تنهاییاش. محرم یعنی یادآوری آن روز، یعنی زنده شدن زخمها، یعنی دوباره گریه کردن برای کسی که سالهاست رفته.
ای کاش من هم در کربلا بودم. ای کاش من هم در آن صحرا میسوختم. ای کاش من هم تیر میخوردم، شمشیر میخوردم، اما با حسین بودم. نه مثل امروز، دور، تنها، بینتیجه.
صورت ماهت، کبود است، یالثارات. لب تشنهات، خشکیده، یالثارات. تنها و غریب، افتادهای در میان خاک و خون، یالثارات. ما آمدیم، با دلی پر از آه، با چشمی پر از اشک، یا حسین.
علم میزنند، اما علم، نمیتواند جای تو را پر کند. سینه میزنند، اما سینه، نمیتواند درد دل را دوا کند. اشک میریزند، اما اشک، نمیتواند تو را برگرداند. فقط میمانیم و این ناتوانی.
از دورترین نقطه، از عمق تاریخ، صدایت میآید: هل من ناصر ینصرنی. ما آمدیم، اما دیر. خیلی دیر. تو رفتهای و ما ماندهایم با این حسرت که کاش بودیم، کاش بودیم، کاش.
زخمهای کهنه، دوباره تازه میشود در این روزها. دل میگیرد، آه میکشد، اشک میریزد. نه برای خودم، برای تو. برای آن زخمهایی که بر تن داشتی، برای آن تشنگی که کشیدی.
در این هوای سرد، دلم برای خیمههای سوخته میسوزد. برای طفلان تشنه، برای زنان بیپناه. کاش من بودم، کاش من میتوانستم کاری کنم. اما نه، من اینجام، گرم، سیر، اما خالی.
تو رفتی و ما ماندیم. تو رفتی و دین زنده ماند. تو رفتی و ما آموختیم که بایستیم، که نترسیم، که با ظلم مبارزه کنیم. تو رفتی و تمام نرفتی.
حسین جان، سرم را بر زانوی غم میگذارم و گریه میکنم. گریه برای تو، گریه برای خودم، گریه برای تمام آنهایی که در این دنیای ظالم، تنها ماندهاند. تو رفتی و ما تنها شدیم.
کوفه، شام، مدینه، همه جا غریب بودی. هیچ کس تو را نخواست، هیچ کس پناهت نداد. تنها ماندی، با خدا. خدا بود و بس. ما هم امروز، تنها هستیم، اما با یاد تو.
در این روزها، خانهها سیاه میشود، دلها سیاه، چشمها سرخ. نه برای عزای معمولی، برای عزای یک انسان بزرگ. برای عزای کسی که آسمان و زمین برایش گریه میکنند.
گهواره خالی است، علی اصغر دیگر نیست. مشک خالی است، عباس دیگر نیست. خیمه خالی است، حسین دیگر نیست. همه چیز خالی است، جز دلهای ما. پر از حسرت، پر از آه، پر از تو.
نشستهام، به دیوار تکیه دادهام، اشک میریزم. نه برای خودم، برای تو. برای آن شب اسارت، برای آن روز شهادت، برای آن لحظه وداع. چقدر سختی کشیدی، ای حسین.
دوباره محرم آمد، دوباره لباس سیاه پوشیدیم، دوباره سینه زدیم، دوباره گریه کردیم. اما تو کجایی؟ حسین جان، تو کجایی؟ بیا، ببین، دلتنگیم، بیتابیم، بیتوییم.
کاش میشد یک بار، فقط یک بار، در کربلا بود. بوی خاکش را حس کرد، نسیمش را لمس کرد، صدای اذانش را شنید. کاش میشد یک بار، بالای سر حسین گریه کرد. اما نه، نمیشود.
با توام، یا حسین. هر جا بروی، با توام. در این دنیا، در آن دنیا، در هر دنیا. بگذار همراهت باشم، بگذار فدایت شوم، بگذار برایت گریه کنم. این تنها کاری است که از دستم برمیآید.
آخرین کلمه برای محرم: گریه تمام شد، غم تمام شد، اما تو تمام نشدی. تو همیشه هستی، در دلهای ما، در خاطرات ما، در اشکهای ما. حسین جان، تا همیشه، تا ابد، تو هستی.
محرم که می رسد
دل بی اختیار می لرزد
اشک، مهمان چشم می شود
و نام حسین
آرام ترین فریاد دلتنگی ست
من به عشق تو
و به شوق تو
و به هوای بال زدن در بیکران محبت تو
به این دنیا آمده ام
آمده ام بلبلی باشم
فرسنگ ها دور از گل
ولی عاشقش…
و پرستویی که به شوق رسیدن به تو
هر سال
مسیر سخت کوچ را طی می کند…
تو بودی که با همان دستی که انگشتی نداشت
راه خدا را به من نشان دادی

ای که مرا خوانده ای
راه نشانم بده
گوشه ای از کربلا
جا و مکانم بده
نمیدونم شما که الان داری این نوشته ی من رو میخونی کربلا رفتی یا نه ؟
خرابه خرابه حالم
دارم دیوونه می شم
اگه رفتی که خوب میدونی من واسه چی خرابم و اگه نرفتی فقط از خدا میخوام قسمتت کنه
هی ضریح ارباب میاد جلو چشامو اشکم رو گونه هام جاری میشه
کاش الان کربلا بودم
کاش روبروی شیش گوشش بودم
کاش تو همون کربلا می مردم و دیگه این فراق رو نمی کشیدم
ای کربلا
یاد اون لحظه ای که واسه اولین بار شیش گوشت رو دیدم افتادم ارباب
ای مهربون دلت میاد من یه گوشه از این دنیا و دور از کربلا باشم و تو فراقت بسوزم
حاشا به کرمت ارباب
دلم تو این غروبیه دلتنگ غروبای کربلا شده
اصلا نمی دونم چه جوری این دلم رو آروم کنم
دوای دردم فقط یه چیزه
فقط رسیدن به ارباب جونه مهربونم که اندازه تموم عالم دوسش دارم
دیگه نمی تونم بنویسم و فقط اشک می ریزم و میرم به درد خودم بمیرم
من به عشق تو و به شوق تو
و به هوای بال زدن در بیکران محبت تو
به این دنیا آمده ام
آمده ام بلبلی باشم
فرسنگ ها دور از گل ولی عاشقش
و پرستویی که به شوق رسیدن به تو
هر سال مسیر سخت کوچ را طی می کند
تو بودی که با همان دستی که انگشتی نداشت
راه خدا را به من نشان دادی
حوالی ظهر بود
می خواستم لب باز کنم و بگویم که چقدر تشنه ام، آنقدر که زبان در کامم
اما به جای کلمات اشک بود که از گوشه ی چشمم سرازیر شد
کسی برایمان از سپید شدن ناگهانی موهایش گفت
که چطور چند لحظه اضطراب برای همیشه رنگ سپید را مهمان گوشه ای از گیسوانش کرده
و آب که تند و زلال گوشه ای جاری بود
و لب های عطش ناکی که بوی خنکای آب تشنه ترش می کرد
و این روزه داری چقدر ما را به تو نزدیک کرده است
می بینی ؟!
انگار همه روضه ی تو را می خوانند حسین
با آن همه بازی عاشقانه ای که با خدا کردی
مگر جایی برای ما هم هست
آنقدر حواس خدا را با دوست داشتنت برده ای
که برای لبخندش باید نام تو را صدا کنیم
ح س ی ن
از تو ممنونم
که نکردی جوابم
با حال خرابم
از تو ممنونم
ولی انگار که کردی جوابم
و من موندم و حال خرابم
تو جمع نوکرات شاید نکردی حسابم
ولی باز از تو ممنونم
ولی چرا کردی جوابم؟
کاش نکرده باشی
کاش نکرده باشی
از تو ممنونم



