شعر عید قربان برای عشقم (زیباترین شعر عید قربان برای همسرم)
عید قربان، تنها جشنِ قربانیِ حیوان نیست؛ جشنِ قربانیِ دل است برای آن که دوستش میداری. و چه زیباتر از اینکه در این روز، شعر عشق را نه بر لبان منا، که بر لبان همسرت جاری کنی. در این بخش از سایت، مجموعهای از شعر عید قربان برای عشقم و زیباترین شعر عید قربان برای همسرم را گردآوری کردهایم. این اشعار، بازتابی از آن لحظهٔ ابراهیمی است که عشق، از گلوی «خود» میگذرد تا به «تو» برسد. مخصوص کسانی که عشق را عبادت میدانند و همسر را قربانگاهِ دل.

اشعار زیبا برای تبریک عید قربان
عید تو مبارک ای که عشقت
قربانگاهِ دل بیقرارم
من ابراهیموار، دست بستم
تا جز تو، هر چه بود، در بیارم
خدا گفتا: «بُریدم از تو دستت»
گفتم: «این دست، مالِ اوست، نه من»
به قربانگاه عشق، آهسته گفتم:
«خدایا، او مرا فداست، یا من؟»
در این عید، من قربانیِ تو
نه گوسفند، که دل میکنم من
به جای تیغ، نازت را گرفتهام
که ناز تو، مرا ذبح حلال است
عید قربان، عید عشق است و وفا
و تو عشق منی، بیمدعا
چو ابراهیم، من اسماعیل دارم؟
نه، تو را دارم، که از جان عزیزتری
به قربانگاه عشق، هر سال
من خود را فدای تو میکنم
نه برای خدا، برای خودم
که بیتو، بودنم، خود عذاب است
ای همسرم، در این روز بزرگ
من تبر به دوشِ عشق توام
چه قربانی کنم در راه تو؟
غیر از جانم، که وقف تو شده
گفتی ابراهیم، پسر را ببرد
من چه برم؟ که تو همسری و همه چیز منی
اسماعیل منی، کعبه منی
منا و مروه، همه تو بودهای
عید تو مبارک ای معنی عید
که بیتو، عید برایم، فقط یک روز است
عید قربان، عید بیتکرار ما
به رسم ابراهیم و اسماعیل ما
نه آن اسماعیل در کوه منا
که اسماعیل من، همسر من است
به جای سنگ، تبر عشق به دست
به جای تیغ، نگاهی که ببُرد
من آن گوسفندم که تو ذبحم کنی
نه با تیغ، با مِهر و با آغوش
عید تو مبارک ای قصّهی عشق
که روایتگرت، عشق است و بس
به قربانگاه عشق تو، سرم را
نهادهام که عید من تویی
نه قربانی، نه تکبیر، نه منا
همین که هستی، عید من تویی
ای همسرم، عید قربان مبارک
که قربانیت، آرزوی همیشگیام بود
متن ادبی در مورد عید قربان + عکس نوشته و اشعار زیبا

آمدم باز به قربانگه عشق
که تو باشی، نه من، این بار خدا
تیغ بردار که من در تب عشقم
ذبح من کن که حلالت باشد
عید قربان، عید وصل تو و من
که من از خود بُریدم، تو بمان
ای همسرم، تو نه اسماعیلی، نه ابراهیم
تو خود قبلهای، که رویم به توست
به قربانت، که قربانیت عید است
و عید، بیتو، برایم حرام است
امروز، عید است و من در منایِ خیالت
قربانیِ دوریت، بیتیغ و بیخون
اگر کاش، بودی و من رو به رویت
میگفتم: «قربان تو، ای دور شده از بر من»
عید تو مبارک ای همسرِ دور
که دوری تو، مرا ابراهیمِ غمگین کرده
به امید قربانگاهی که در آن
من و تو، باهم قربانیِ عشق شویم
عکس نوشته اشعار زیبای عید قربان
در این عید، من قربانیِ چشم تو میشوم
چون که چشم تو، تیغتر از تیغِ مناست
همسرم، عید قربان تو مبارک
که قربانی تو، تمام عبادت من است
ای عزیزان، به شما هدیه ز یزدان آمد
عید فرخنده و نورانی قربان آمد
حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول
رحمت واسعه حضرت سبحان آمد
عید قربان به حقیقت ز خداوند کریم
آفتابی به شب ظلمت انسان آمد
جمله دل ها چو کویری ست پر از فصل عطش
بر کویر دل ما، نعمت باران آمد
خاک می سوخت در اندوه عطش با حسرت
نقش در سینه این خاک، گلستان آمد
امر شد تا که به قربانی اسماعیلش
آن خلیلی که پذیرفته ز رحمان آمد
امتحان داد به خوبی به خدا، ابراهیم
جای آن ذبح عظیمی که به قربان آمد
آن حسینی که ز حجّ رفت سوی کرب و بلا
به خدا بهر سرافرازیِ قرآن آمد
چرخ زدم چه ناگاه؛ نور شدم چه آسان
روح من از مدینه ست؛ خاک من از خراسان
کیست برابر من؟ آن سویِ مشعرِ من
کُشته آن نگاهم در شب عید قربان
سنگ بزن که در من، آینه ای برویَد
سنگ بزن که در من شور گرفته شیطان
نذر دلم کن امشب؛ سِلسله الذَّهَب را
چیست به غیر زنجیر، سلسله های عرفان
دف بزنید امشب؛ با دل من بچرخید
عقل بگو بچرخد؛ عشق بگو بچرخان
این تب لیله القدر یا تب عید اضحی ست
این شب عید فطر است یا شب عید قربان؟
علیرضا قزوه
عید قربان زنده دارد یاد قربان گشتگان را
پاسداران و اسیران و به خون آغشتگان را
خیز و در این عیدقربان سوی قربانگاه رو کن
معنی بیت و حرم را در شهادت جست و جو کن
عید است و زمان ذوب ایمان شدن است
در راه خدا ذبیح و قربان شدن است
از صحن و حریم کربلا تا به منا
جان شیفته فدای جانان شدن است
در وصف تو ای گل مرا جانی است
یادم امد گذر از نفس نشانی هست
به وقت سرور و مستی ات، سالها
در عید سعید قربان شادمانی هست
عید قربان آمد و باز آ که قربانت شوم
همچو اسماعیل به فرمان خدا رامت شوم
حاجیان اندر دیار کعبه گشتند میهمان
میزبان من بیا تا من که مهمانت شوم
عید قربان است و هر کس می دهد قربانی اش
آرزو دارم که قربانی قربانت شوم
خوشا آنان که با حق آشنایند
مطیع محض فرمان خدایند
چو ابراهیم اسماعیل خود را
فدای امر الله می نمایند
ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم
به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را
کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان
نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را
عید قربان به حقیقت ز خداوند کریم
آفتابی به شب ظلمت انسان آمد
جمله دلها چو کویری ست پر از فصل عطش
بر کویر دل ما نعمت باران آمد
بر پیکر عالم وجود جان آمد
صد شکر که امتحان به پایان آمد
از لطف خداوند خلیل الرحمن
یک عید بزرگ به نام قربان آمد
بندگی کن تاکه سلطانت کنند
تن رها کن تا همه جانت کنند
سر بنه در کف، برو در کوی دوست
تا چو اسماعیل، قربانت کنند
بگذر از فرزند و مال و جان خویش
تا خلیل الله دورانت کنند
متن ادبی در مورد عید قربان + عکس نوشته و اشعار زیبا

شعرهای زیبای عید قربان برای همسرم
در مکه برای خویش حاجی نشوی
جز زائر دکان و حراجی نشوی
بر روی خداوند بزن بوسه که تو
با بوسه به روی کعبه حاجی نشوی
عید قربان به حقیقت ز خداوند کریم
آفتابی به شب ظلمت انسان آمد
جمله دل ها چو کویری ست پر از فصل عطش
بر کویر دل ما، نعمت باران آمد
عید قربان آمدومن هم شدم قربانیت
گرچه من دعوت ندارم آمدم مهمانیت
مفلسم آهی ندارم در بساطم ناگزیر
این دل صد پاره و چشمان تر ارزانیت
عید قربان آمده ای دوستان شادی کنید
یادی از پیغمبر توحید و آزادی کنید
او که در راه خدا از مال و فرزندش گذشت
با تبر بت های جهل و خودپرستی را شکست
بنده پاک خدا و پیرو الله شد
نامش ابراهیم بود اما خلیل الله شد
عید قربان آمد و باز آ که قربانت شوم
همچو اسماعیل به فرمان خدا رامت شوم
حاجیان اندر دیار کعبه گشتند میهمان
میزبان من بیا تا من که مهمانت شوم
عید قربان است و هرکس م یدهد قربانی اش
آرزو دارم که قربانی قربانت شوم
عید روزه رفت و عید قربان می رسد نوروز هم
روز نوروز می رسی تا سبزی خوانت شوم
باغبان از شوق گلبن میرود در خواب مست
گلشن باغم بیا تا مست مستانت شوم
دشت ها پر لاله و باغها پر سنبل شده
تا به کِی خواهی که مجنون بیابانت شوم؟
عید قربان گرچه آیین خلیل آزر است
ملت اسلام را امروز زیب و زیور است
حبّذا عیدی که سرخ از خون قربانی او
گونه اسلام و روی ملت پیغمبر است
حبّذا روزی که ابراهیم را در کوی دوست
ذبح اسماعیل از یک گوسفند آسانتر است
حاجیان از جان چنان بوسند آن سنگ سیاه
خانه حق را که گویی خال روی دلبر است
سالی ار یک حج بود مر حاجیان را در حجاز
در خراسان خلق را هر روزه حجّ اکبر است
خانه حق را اگر خواهی بپو راه حجاز
ور بخواهی صاحب آن خانه در این کشور است
اندرین عیدی که ملت را همه فرّ و بها
از نو آیین سنّت پاک خلیل آزر است
سعی تو مشکور باد و حجّ تو مبرور باد
در حریمی کز شرافت کعبه را تاج سر است
ناگهان آمد ندا از جانب رب جلیل
مرحبا ای عزم تو اخلاص و صدقت را دلیل
تا بماند نور ختم المرسلین در صلب تو
فدیه آورده است بر فرزند پاکت جبرئیل
ما پذیرفتیم از تو ذبح فرزند تو را
تو خلیلی تو خلیلی تو خلیلی تو خلیل
ما تو را در بوته ی اخلاص کردیم امتحان
ما تو را دادیم تا صبح جزا اجر جزیل
هم تو بیرون آمدی از آزمایش رو سفید
هم جلال و عزت تو کرد شیطان را ذلیل
کشتن فرزند با دست پدر سخت است سخت
چون جمال دوست دیدی این بلا آمد جمیل
تا ز چشم ابر آید بارش رحمت فرود
|بر تو و بر هاجر و فرزند دلبندت درود
متن تبریک عید سعید قربان / پیامهای زیبا و معنوی تبریک عید قربان

ای خلیل، اسماعیل تو از آن ماست
تا قیامت زنده این سنت به صحرای مناست
غم مخور گر زنده بر گردید اسماعیل تو
مقتل ذبح عظیم ما منای کربلاست
فرق ها دارند با هم این ذبیح و آن ذبیح
این سرش بر سینه ی تو، او سرش بر نیزه هاست
حلق اسماعیل تو دارد خراش از حنجری
حنجر او پاره پاره از دم تیغ جفاست
جسم اسماعیل تو چون روح در آغوش تو
پیکر مجروح او از سمّ اسبان توتیاست
ذبح تو سیراب بود و مثل گل شاداب بود
ذبح زهرا، با لب عطشان سرش از تن جداست
ای خلیل ما بود تا سیل اشکت در دو عین
آب شو چون شمع سوزان گریه کن بهر حسین
زلف او بر رخ چو جولان می کند
مشک را در شهر ارزان می کند
جوهری عقل در بازار حسن
قیمت لعلش به صد جان می کند
آفتاب حسن او تا شعله زد
ماه رخ در پرده پنهان می کند
من همه قصد وصالش می کنم
وان ستمگر عزم هجران می کند
گر نمکدان پرشکر خواهی مترس
تلخیی کان شکرستان می کند
تیر مژگان و کمان ابروش
عاشقان را عید قربان می کند
از وفاها هر چه بتوان می کنم
وز جفاها هر چه نتوان می کند



