بیوگرافی استیو جابز؛ از شروع در گاراژ تا فتح قله های فناوری جهان

بیوگرافی استیو جابز؛ از شروع در گاراژ تا فتح قله های فناوری جهان

استیو جابز کیست؟ از تولد در سانفرانسیسکو تا تبدیل شدن به نماد فناوری جهان

در این مقاله در سایت روزنو قصد داریم سفری عمیق و کامل به زندگی این نابغه فناوری داشته باشیم؛ از روزهای پررمزوراز تولد و کودکی، آشنایی با استیو وازنیاک، تولد اپل در یک گاراژ، اخراج تلخ از شرکت خودش، موفقیت با پیکسار و نکست، تا بازگشت پیروزمندانه به اپل و خلق محصولاتی که جهان را تسخیر کردند. با ما همراه باشید تا بیوگرافی استیو جابز را مرور کنیم.

نام استیو جابز برای همیشه با خلاقیت، نوآوری و انقلابی در دنیای فناوری گره خورده است. او نه تنها یکی از بنیان‌گذاران شرکت اپل بود، بلکه رویایی داشت که کامپیوتر شخصی را از یک دستگاه پیچیده و صنعتی به وسیله‌ای ساده، زیبا و در دسترس برای همه تبدیل کند. او مردی بود که هم اخراج شدن از شرکت خودش را تجربه کرد و هم بازگشتی حماسی به اپل داشت و آن را به ارزش‌مندترین شرکت جهان تبدیل کرد.


زندگی شخصی و اوایل زندگی

تولد و ماجرای فرزندخواندگی

استیون پال جابز در تاریخ ۲۴ فوریه ۱۹۵۵ در سانفرانسیسکو، کالیفرنیا به دنیا آمد . والدین بیولوژیک او، جوان شایبل (Joanne Schieble) و عبدالفتاح جندلی (Abdulfattah Jandali)، دو دانشجوی دانشگاه ویسکانسین بودند که در آن زمان ازدواج نکرده بودند . پدر بیولوژیک او اصالتاً اهل سوریه بود و مادرش آمریکایی-سوئیسی تبار .

مادر بیولوژیک او که خانواده‌اش مخالف رابطه او با یک دانشجوی سوری بودند، تصمیم گرفت فرزندش را به فرزندخواندگی بدهد. شرط او این بود که فرزندش توسط والدینی تحصیلکرده و دانشگاه‌رفته بزرگ شود . در ابتدا قرار بود استیو توسط یک خانواده متشکل از یک وکیل و همسرش به فرزندی پذیرفته شود، اما در آخرین لحظه آن خانواده تصمیم گرفتند که یک دختر می‌خواهند و انصراف دادند .

سپس پل و کلارا جابز، یک زوج خوش‌قلب از منطقه مانتین ویو در کالیفرنیا، در نیمه‌شب تماسی دریافت کردند که آیا یک نوزاد پسر می‌خواهند یا نه. آنها که سال‌ها در لیست انتظار بودند، بلافاصله پاسخ مثبت دادند . پل جابز یک مکانیک و کهنه‌سرباز نیروی دریایی بود و کلارا جابز به عنوان حسابدار کار می‌کرد . آنها هرگز دانشگاه نرفته بودند؛ پل جابز تحصیلات دبیرستان را تمام نکرده بود .

وقتی مادر بیولوژیک استیو متوجه شد که والدین خوانده او دانشگاه نرفته‌اند، از امضای مدارک فرزندخواندگی خودداری کرد. چند ماه بعد، وقتی پل و کلارا به او قول دادند که استیو روزی به دانشگاه خواهد رفت، او سرانجام رضایت داد .

سال‌ها بعد، استیو جابز فهمید که والدین بیولوژیکش پس از تولد او با هم ازدواج کرده و صاحب یک دختر به نام مونا سیمپسون (Mona Simpson) شده‌اند که بعدها به یک رمان‌نویس موفق تبدیل شد . جابز سرانجام با خواهر بیولوژیک خود ملاقات کرد و آنها تا پایان عمر رابطه نزدیکی داشتند، اما او هرگز تصمیم به ملاقات با پدر بیولوژیکش نگرفت . جابز همیشه پل و کلارا جابز را والدین واقعی خود می‌دانست و نسبت به آنها وفادار بود .

کودکی در سیلیکون ولی

استیو جابز در مونتین ویو و لوس آلتوس، کالیفرنیا بزرگ شد . خانواده جابز بعدها به کوپرتینو نقل مکان کردند، منطقه‌ای که امروزه به عنوان قلب سیلیکون ولی شناخته می‌شود و بعدها اپل در همان حوالی به غول فناوری تبدیل شد .

پدرخوانده او، پل جابز، علاقه زیادی به کار با دست و ساخت اشیاء داشت. او به استیوی جوان یاد داد که چگونه وسایل الکترونیکی را تعمیر کند و چگونه از قطعات ساده چیزهای پیچیده بسازد. جابز بعدها گفت که پدرش به او آموخت که حتی برای بخش‌های پنهان یک محصول هم باید به اندازه بخش‌های نمایان آن ارزش قائل شد – درسی که در طراحی محصولات اپل به وضوح دیده می‌شود.

استیو در دبیرستان همستد های (Homestead High) در کوپرتینو تحصیل کرد . او در مدرسه استعداد خود را نشان داد اما همیشه دانش‌آموزی مطیع نبود. در همین دوران بود که یکی از دوستانش به نام بیل فرناندز (Bill Fernandez) او را به همسایه‌ای آشنا کرد که علاقه زیادی به الکترونیک داشت: استیو وازنیاک . این آشنایی بعدها به یکی از مهم‌ترین همکاری‌های تاریخ فناوری تبدیل شد.

روحیه کارآفرینی از کودکی

وازنیاک و جابز قبل از تاسیس اپل، یک پروژه مشترک دیگر هم داشتند: ساخت دستگاه بلو باکس (Blue Box)، دستگاهی که می‌توانست تماس‌های راه‌دور را فریب دهد و آنها را رایگان کند . آنها که هر دو به ترفندهای الکترونیکی علاقه داشتند، دستگاه را ساختند و شروع به فروش آن به همکلاسی‌های خود کردند. جابز بعدها گفت اگر اپل را تاسیس نکرده بود، احتمالاً هنوز در حال کلاهبرداری از سیستم تلفن بود! .

بیوگرافی کریستیانو رونالدو؛ از فقر در مادیرا تا قله‌های افتخار


تحصیلات: از رید تا استنفورد

تحصیلات: از رید تا استنفورد

دانشگاه رید و تصمیم جنجالی ترک تحصیل

پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان، استیو جابز در سال ۱۹۷۲ وارد کالج رید (Reed College) در پورتلند، اورگان شد . این کالج خصوصی و گرانقیمت بود و هزینه‌های تحصیل فشار مالی زیادی به خانواده جابز که از طبقه کارگر بودند وارد می‌کرد .

پس از تنها شش ماه، جابز تصمیم گرفت که تحصیل را رها کند. او بعداً در سخنرانی استنفورد خود در سال ۲۰۰۵ توضیح داد: «بعد از شش ماه، نمی‌توانستم ارزش آن را ببینم. هیچ ایده‌ای نداشتم که می‌خواهم با زندگی‌ام چه کار کنم و هیچ ایده‌ای نداشتم که کالج چگونه به من کمک می‌کند آن را بفهمم. و اینجا داشتم تمام پولی را خرج می‌کردم که والدینم تمام زندگی‌شان پس‌انداز کرده بودند.» .

با این حال، جابز به طور کامل کالج را ترک نکرد. او برای ۱۸ ماه دیگر به عنوان “شنونده آزاد” در کلاس‌های مختلف شرکت کرد . او اتاق خوابگاه نداشت و روی زمین اتاق دوستانش می‌خوابید. بطری‌های کوکاکولا را برای دریافت ۵ سنت پس‌می‌گرفت تا بتواند خوراک بخرد و هر یکشنبه شب ۱۱ کیلومتر پیاده‌روی می‌کرد تا در معبد هندی‌ها یک وعده غذای گرم دریافت کند .

درس خوشنویسی که دنیا را تغییر داد

در میان کلاس‌هایی که جابز به عنوان شنونده آزاد در آنها شرکت کرد، یک کلاس خاص بود که بعدها تأثیر عمیقی بر دنیای کامپیوتر گذاشت: کلاس خوشنویسی (کالیگرافی) . رید کالج در آن زمان شاید بهترین آموزش خوشنویسی را در آمریکا ارائه می‌داد و جابز مجذوب زیبایی و هنر تایپوگرافی شد .

او بعداً گفت: «در مورد فونت‌های سریف و سانس‌سریف، درباره فاصله بین حروف، درباره اینکه چه چیزی تایپوگرافی را عالی می‌کند، یاد گرفتم. این چیزها هیچ امیدی به کاربرد عملی در زندگی من نداشتند. اما ده سال بعد، وقتی داشتیم اولین کامپیوتر مکینتاش را طراحی می‌کردیم، همه آن‌ها به یادم آمد. و ما آنها را در مک پیاده کردیم. این اولین کامپیوتری بود که تایپوگرافی زیبا داشت.» .

جابز گفت اگر در آن کلاس شرکت نکرده بود، مک هرگز فونت‌های متعدد و فاصله‌گذاری متناسب نداشت. و از آنجایی که ویندوز از مک کپی کرد، ممکن بود هیچ کامپیوتر شخصی امروزی تایپوگرافی زیبایی نداشته باشد .

سفر به هند و بودیسم

پس از ترک رید کالج، جابز در شرکت آتاری (Atari)، یکی از اولین شرکت‌های بازی‌های ویدیویی، به عنوان طراح بازی مشغول به کار شد تا پولی برای سفر به هند جمع کند . او در اوایل دهه ۱۹۷۰ سفری به هند داشت و به آیین بودیسم روی آورد . او با سر تراشیده، لباس‌های هندی و پس از تجربه اثرات ال‌اس‌دی (LSD) از این سفر بازگشت .

جابز برای تمام عمر بودیست و گیاهخوار باقی ماند . این سفر تأثیر عمیقی بر جهان‌بینی او گذاشت و او را به فردی متفکر، مراقبه‌گر و متمرکز بر سادگی و مینیمالیسم تبدیل کرد. بسیاری از ویژگی‌های طراحی محصولات اپل – سادگی، پاکیزگی و حذف موارد غیرضروری – ریشه در همین تفکر بودایی دارد.


تاسیس اپل – تولد یک انقلاب

تاسیس اپل – تولد یک انقلاب

ایده اولیه در گاراژ

پس از بازگشت از هند، جابز دوباره به آتاری بازگشت و دوباره با استیو وازنیاک ارتباط برقرار کرد . وازنیاک که در شرکت هیولت پاکارد (HP) کار می‌کرد، در اوقات فراغت خود مشغول طراحی یک برد مدار ساده بود .

وازنیاک طرح خود را به هیولت پاکارد ارائه کرد، اما آنها علاقه‌ای نشان ندادند . جابز اما پتانسیل را دید. او پیشنهاد داد که آنها خودشان کامپیوتر را بفروشند. او ۵۰ عدد از این دستگاه را به یک فروشگاه کامپیوتری محلی فروخت و با کپی سفارش، توانست قطعات الکترونیکی را از یک توزیع‌کننده به صورت اعتباری تهیه کند – بدون اینکه یک دلار از جیب خود خرج کرده باشد یا سهمی از کسب‌وکار را به کسی داده باشد .

تولد اپل

در تاریخ ۱ آوریل ۱۹۷۶ (روز اول آوریل)، شرکت اپل کامپیوتر (Apple Computer Inc.) رسماً متولد شد . نام “اپل” توسط جابز انتخاب شد؛ او گفت که در آن زمان به رژیم غذایی گیاهی خود علاقه داشت و اخیراً از یک مزرعه سیب بازدید کرده بود. همچنین نام اپل در فهرست تلفن قبل از آتاری قرار می‌گرفت – یک مزیت بازاریابی کوچک اما هوشمندانه .

اولین محصول آنها، اپل I، در گاراژ خانه خانواده جابز در لوس آلتوس ساخته شد. سرمایه اولیه آنها از فروش ون فولکس‌واگن جابز و ماشین حساب قابل برنامه‌ریزی وازنیاک تأمین شد . اپل I یک برد مدار ساده بود که کاربران برای کار با آن باید صفحه کلید و مانیتور خود را جداگانه تهیه می‌کردند. تنها ۲۰۰ دستگاه از آن فروخته شد .


اپل II – اولین موفقیت بزرگ

طراحی انقلابی

موفقیت واقعی اپل با عرضه اپل II در آوریل ۱۹۷۷ رقم خورد . این محصول به طرز قابل توجهی پیشرفته‌تر از اپل I بود. اپل II دارای کیس پلاستیکی (به جای کیس چوبی یا فلزی که در کامپیوترهای آن زمان رایج بود)، صفحه کلید داخلی و قابلیت نمایش رنگی بود .

پردازنده آن MOS 6502 با فرکانس ۱ مگاهرتز بود و از حداکثر ۴۸ کیلوبایت رم پشتیبانی می‌کرد. قیمت اصلی آن ۱,۲۹۸ دلار (حدود ۶ هزار دلار امروز) بود . یکی از ویژگی‌های کلیدی اپل II این بود که بر خلاف بسیاری از کامپیوترهای آن زمان، کامل و آماده به کار از جعبه خارج می‌شد – خریدار مجبور نبود قطعات را خودش سرهم کند .

موفقیت تجاری

اپل II به یکی از اولین کامپیوترهای شخصی موفق در سطح جهان تبدیل شد و به تنهایی صنعت کامپیوتر شخصی را راه‌اندازی کرد . این محصول آنقدر موفق بود که تا پایان تولید در سال ۱۹۹۳، بیش از ۶ میلیون دستگاه از آن فروخته شد .

در سال ۱۹۸۰، شرکت اپل با عرضه اولیه سهام خود (IPO) به ارزش بازار ۱.۲ میلیارد دلار دست یافت – یکی از بزرگترین عرضه‌های اولیه سهام در تاریخ تا آن زمان . استیو جابز ۲۵ ساله، که حدود ۱۵ درصد سهام شرکت را در اختیار داشت، یک شبه به ارزش حدود ۲۱۷ میلیون دلار تبدیل شد . او یک میلیونر و نماد ملی در ایالات متحده شده بود .

در سال ۱۹۸۳، اپل با ورود سریع به فهرست فورچون ۵۰۰ (پانصد شرکت برتر آمریکا) رکورد زد .


جذب جان اسکالی – اشتباه استراتژیک بزرگ

در سال ۱۹۸۳، جابز متوجه شد که شرکت برای رشد به یک مدیر اجرایی با تجربه نیاز دارد. او تصمیم گرفت جان اسکالی (John Sculley)، رئیس شرکت پپسی‌کو (PepsiCo)، را جذب کند . جمله معروف جابز که اسکالی را متقاعد کرد این بود: «آیا می‌خواهی بقیه عمرت را صرف فروش آب قند کنی، یا می‌خواهی با من بیایی و دنیا را تغییر دهی؟» .

اسکالی پذیرفت و به عنوان مدیرعامل اپل منصوب شد تا جابز را در اداره شرکت راهنمایی کند. اما این رابطه بعداً به تلخ‌ترین تجربه زندگی جابز تبدیل شد.


مکینتاش – “باورنکردنی عالی”

مکینتاش – "باورنکردنی عالی"

الهام از زیراکس PARC

در سال ۱۹۷۹، جابز گروه کوچکی از مهندسان اپل را به مرکز تحقیقاتی زیراکس PARC (Palo Alto Research Center) برد تا دمویی از فناوری‌های جدید را ببینند . آنچه او دید، انقلابی بود: رابط کاربری گرافیکی (GUI) و ماوس. کامپیوترهایی که با کلیک روی آیکون‌ها کار می‌کردند، نه با تایپ دستورات متنی.

جابز بلافاصله پتانسیل را تشخیص داد. او بعداً گفت: “زیراکس روی یک الماس نشسته بود و نمی‌دانست.” او تیم مهندسانش را مأمور کرد که این ایده‌ها را نه فقط کپی، بلکه بهبود دهند و به سطح جدیدی از سادگی و زیبایی برسانند.

تولد مک

پروژه مکینتاش (Macintosh) توسط محقق اپل، جف راسکین (Jef Raskin)، آغاز شد که کامپیوتر را به نام نوع مورد علاقه خود سیب نامگذاری کرد . جابز که از تیم در حال توسعه لیزا (Lisa) کنار گذاشته شده بود، به تیم مک پیوست و رهبری آن را به دست گرفت.

جابز تیم خود را “هنرمند” می‌نامید و از آنها به شدت حمایت می‌کرد، اما سبک مدیریتی او بی‌گذشت و سخت‌گیرانه بود. در یک مورد، او خواستار طراحی مجدد یک برد مدار داخلی شد – فقط به این دلیل که آن را زشت می‌دانست، حتی اگر هیچکس آن را نمی‌دید . اصرار او برای عالی بودن مطلق، جملات معروفش را شکل داد: مک نباید فقط “عالی” باشد، بلکه باید “باورنکردنی عالی” (Insanely Great) باشد .

رونمایی تاریخی

در ۲۴ ژانویه ۱۹۸۴، استیو جابز مکینتاش را در یک مراسم درخشان که به یک رویداد بازاریابی افسانه‌ای تبدیل شد، معرفی کرد . تیتراژ تبلیغاتی مک در سوپربول (فینال فوتبال آمریکایی) پخش شد که به فیلم “۱۹۸۴” جرج اورول اشاره داشت و وعده می‌داد که مک متفاوت از ماشین‌های بزرگ و خاکستری IBM خواهد بود.

مک اولین کامپیوتر انبوهی بود که از رابط کاربری گرافیکی و ماوس استفاده می‌کرد . با این حال، اولین مدل‌های مک با مشکلاتی مواجه بودند: ضعیف و گران بودند و نرم‌افزار کافی نداشتند . قیمت اولیه حدود ۲,۵۰۰ دلار باعث شد فروش اولیه ناامیدکننده باشد .

جملات بزرگان (جملاتی از بزرگان درباره عشق، زندگی، موفقیت و …)


اخراج از اپل – تلخ‌ترین شکست

اختلاف با اسکالی

شکست نسبی مک و کاهش فروش اپل، تنش‌ها را در شرکت افزایش داد . اسکالی مسئولیت کلی فروش ضعیف را بر عهده گرفت و معتقد بود هزینه‌های بالای توسعه مک و قیمت بالای آن، مشکل اصلی است . او با معماری باز (open architecture) اپل II (که به دیگر شرکت‌ها اجازه می‌داد قطعات بسازند) موافق بود، در حالی که جابز به معماری بسته (closed architecture) مک – که کنترل کامل اپل بر سخت‌افزار و نرم‌افزار را حفظ می‌کرد – اعتقاد داشت .

در سال ۱۹۸۵، تنش به اوج رسید. جابز تلاش کرد از طریق یک کودتای داخلی اسکالی را از مدیریت اپل برکنار کند . اما وقتی او در سفر تجاری به چین بود، اسکالی اطلاعاتی درباره نقشه جابز به دست آورد و زودتر به مقر اپل بازگشت. او جلسه فوری هیئت مدیره را تشکیل داد. هیئت مدیره به اتفاق آرا از اسکالی حمایت کرد و جابز را از هرگونه سمت مدیریتی در اپل برکنار کرد .

جابز ۳۰ ساله بود. شرکتی که خودش تأسیس کرده بود، او را اخراج کرد.

واکنش جابز

جابز بعداً در سخنرانی استنفورد خود گفت: «چگونه می‌توان از شرکتی که خودت شروع کردی اخراج شد؟ خوب، وقتی اپل بزرگ شد، ما فردی را استخدام کردیم که فکر می‌کردم بسیار بااستعداد است تا شرکت را با من مدیریت کند. اما بعد، دیدگاه‌های ما نسبت به آینده از هم جدا شد و در نهایت با هم درگیر شدیم. هیئت مدیره طرف او را گرفت. بنابراین در ۳۰ سالگی، بیرون بودم. خیلی عمومی بیرون بودم. چیزی که تمام زندگی بزرگسالی من روی آن متمرکز بود، از بین رفته بود و ویرانگر بود.» .

او گفت برای چند ماه واقعاً نمی‌دانست چه کند. احساس کرد نسل قبلی کارآفرینان را ناامید کرده است. او با دیوید پاکارد (بنیان‌گذار HP) و باب نویس (بنیان‌گذار اینتل) ملاقات کرد و سعی کرد برای خرابکاری بزرگ عذرخواهی کند . اما کم‌کم متوجه شد: «من هنوز عاشق چیزی بودم که انجام می‌دادم» .

او بعداً اخراج خود را بهترین اتفاق ممکن در زندگی‌اش دانست. سنگینی موفقیت جای خود را به سبکی تازه‌کار بودن داد و او را وارد یکی از خلاقانه‌ترین دوره‌های زندگی‌اش کرد .


نکست و پیکسار – تولد دوباره

نکست (NeXT) – کامپیوتر گرانقیمت برای آموزش

پس از اخراج از اپل، جابز بلافاصله شرکت جدیدی به نام نکست (NeXT Inc.) تأسیس کرد . سرمایه‌گذاران او شامل کارآفرین مشهور تگزاسی، راس پرو (Ross Perot)، و شرکت ژاپنی کانن (Canon) بودند .

کامپیوتر نکست که در سال ۱۹۸۸ معرفی شد، از نظر مهندسی شاهکار بود – اما بسیار گران بود (قیمت پایه حدود ۶,۵۰۰ دلار) و عمدتاً برای بازار آموزش عالی طراحی شده بود . فروش آن هرگز به حد انتظار نرسید (تنها ۵۰,۰۰۰ دستگاه فروخته شد) و در سال ۱۹۹۳، نکست تولید سخت‌افزار را متوقف کرد و به یک شرکت نرم‌افزاری تبدیل شد .

اما در همین دوران، نکست یک سیستم عامل پیشرفته مبتنی بر یونیکس به نام NeXTSTEP توسعه داد . این سیستم عامل، که بعدها قرار بود اساس احیای اپل شود، در انبار سوزان نکست ذخیره می‌شد.

پیکسار (Pixar) – از سخت‌افزار تا تاریخ‌سازی سینما

در سال ۱۹۸۶، جابز بخش گرافیک کامپیوتری استودیوی لوکاس فیلم (Lucasfilm)، متعلق به جرج لوکاس، خالق جنگ ستارگان، را به مبلغ ۱۰ میلیون دلار خریداری کرد (۵ میلیون برای سرمایه شرکت و ۵ میلیون برای حقوق فناوری) .

او نام آن را پیکسار (Pixar) گذاشت و در ابتدا قصد داشت سخت‌افزار گرانقیمت انیمیشن کامپیوتری تولید کند . اما موفقیت در انتظار نبود. پیکسار سال‌ها ضرر داد و جابز مجبور بود از جیب خود هزینه‌های آن را تأمین کند.

در سال ۱۹۸۹، دیزنی با پیکسار قراردادی برای تولید سه فیلم بلند انیمیشنی کامپیوتری امضا کرد . سال‌ها کار و توسعه طول کشید تا سرانجام در سال ۱۹۹۵، داستان اسباب‌بازی (Toy Story) اکران شد – اولین فیلم بلندی که تماماً با انیمیشن کامپیوتری ساخته شده بود .

توی استوری فروش جهانی بیش از ۳۵۰ میلیون دلار داشت و موفقیتی عظیم بود . عرضه عمومی سهام پیکسار در همان سال، جابز را برای اولین بار در زندگی‌اش به یک میلیاردر تبدیل کرد . پیکسار بعدها فیلم‌های موفق دیگری مانند زندگی یک حشره (A Bug’s Life)، در جستجوی نمو (Finding Nemo) و شرکتها (Monsters, Inc.) را تولید کرد .

جابز نهایتاً پیکسار را در سال ۲۰۰۶ به کمپانی دیزنی به مبلغ ۷.۴ میلیارد دلار سهام فروخت و به بزرگترین سهامدار انفرادی دیزنی تبدیل شد .


بازگشت به اپل – احیای یک افسانه

خرید نکست و بازگشت جابز

در اواسط دهه ۱۹۹۰، اپل در آستانه ورشکستگی بود. سیستم عامل قدیمی و کند آنها، مدیریت‌های ضعیف و نبود چشم‌انداز، شرکت را نابود کرده بود. در دسامبر ۱۹۹۶، اپل که ناامید شده بود، شرکت نکست جابز را به مبلغ ۴۲۹ میلیون دلار خریداری کرد . هدف اصلی، به دست آوردن سیستم عامل پیشرفته NeXTSTEP بود که پایه و اساس مک اواس ده (Mac OS X) – سیستم عامل جدید اپل – شد .

این خرید، جابز را به خانواده‌اش بازگرداند. او به عنوان مشاور شرکت منصوب شد، اما ظرف چند ماه کنترل را به دست گرفت. او اسکالی (که دیگر رفته بود) را با گیل آمیلیو (Gil Amelio) جایگزین کرد، اما آمیلیو نیز دوام نیاورد. جابز به سرعت آمیلیو را از سمت مدیرعامل برکنار کرد و در سپتامبر ۱۹۹۷ به عنوان مدیرعامل موقت (بنا به اصرار خودش) منصوب شد . او در سال ۲۰۰۰ مدیرعامل دائم شد .

تثبیت کشتی

وضعیت اپل وخیم بود. جابز بلافاصله دست به اقدامات جنجالی زد:

  • لغو صدها پروژه بی‌مصرف: او تمرکز شرکت را فقط بر چند محصول کلیدی محدود کرد .
  • پذیرش سرمایه‌گذاری از مایکروسافت: در حرکتی که دنیای فناوری را شوکه کرد، جابز با بیل گیتس، رقیب دیرینه، به توافق رسید. مایکروسافت ۱۵۰ میلیون دلار در اپل سرمایه‌گذاری کرد و متعهد شد که آفیس را برای مک توسعه دهد .

جابز یک کمپین تبلیغاتی ساده و به یادماندنی با شعار “تفاوت بیندیش” (Think Different) راه‌اندازی کرد که به سرعت به نماد احیای اپل تبدیل شد.

آی مک (iMac) – تولد دوباره

در مه ۱۹۹۸، جابز آی مک (iMac) را معرفی کرد. این کامپیوتر رومیزی همه کاره، کاملاً با هر چیزی که قبلاً دیده شده بود تفاوت داشت: بدنه‌ای نیمه شفاف و آبی رنگ، طراحی منحصر‌به‌فرد، بدون فلاپی دیسک، و با پورت یواس‌بی (USB) که استاندارد جدیدی شد .

iMeک نه تنها از نظر عملکرد، بلکه از نظر طراحی انقلابی بود. این کامپیوتر توسط طراح نابغه بریتانیایی، جاناتان آیو (Jonathan Ive)، طراحی شده بود که بعدها به یکی از نزدیک‌ترین همکاران جابز تبدیل شد . iMac به یکی از بزرگترین موفقیت‌های اپل تبدیل شد و شرکت را از ورشکستگی نجات داد .

بیوگرافی لیونل مسی؛ از کمبود هورمون رشد تا قله‌های افتخار


عصر طلایی اپل – از آی‌پاد تا آی‌فون

آی‌پاد و انقلاب موسیقی

در اکتبر ۲۰۰۱، جابز آی‌پاد (iPod) را معرفی کرد. در آن زمان، پخش‌کننده‌های ام‌پی‌تری وجود داشتند، اما همه آنها دست و پا گیر و با رابط کاربری ضعیف بودند . آی‌پاد اما با طراحی مینیمال، چرخ کلیک (Click Wheel) انقلابی، و ظرفیت ذخیره‌سازی ۵ گیگابایت (ادعای اپل: “۱۰۰۰ آهنگ در جیب شما”)، همه چیز را تغییر داد .

اما موفقیت واقعی آی‌پاد زمانی کامل شد که اپل آی‌تونز (iTunes) و فروشگاه موسیقی آی‌تونز (iTunes Store) را راه‌اندازی کرد. کاربران می‌توانستند تک‌آهنگ‌ها را به صورت قانونی با قیمت ۹۹ سنت دانلود کنند. این سه‌گانه (سخت‌افزار + نرم‌افزار + فروشگاه) صنعت موسیقی را برای همیشه تغییر داد .

آی‌فون – انقلابی در ارتباطات

در ۹ ژانویه ۲۰۰۷، استیو جابز در کنفرانس Macworld از محصولی رونمایی کرد که سه دستگاه را در یک قالب ترکیب می‌کرد: یک پخش‌کننده موسیقی، یک تلفن همراه، و یک دستگاه ارتباطات اینترنتی. نام آن: آی‌فون (iPhone) .

آی‌فون با صفحه لمسی خازنی، صفحه کلید نرم افزاری، و مرورگر اینترنت موبایل سافاری، استاندارد جدیدی را برای گوشی‌های هوشمند تعیین کرد . تیم توسعه آن شامل اسکات فورستال (Scott Forstall)، تونی فادل (Tony Fadell) و جاناتان آیو بود و در سال ۲۰۰۴ آغاز شده بود . بیش از ۲.۲ میلیارد دستگاه آیفون تا به امروز فروخته شده است .

آی‌پد – آخرین شاهکار

در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۰، جابز آی‌پد (iPad) را معرفی کرد؛ تبلتی که بین گوشی و لپ‌تاپ قرار می‌گرفت . منتقدان اولیه آن را یک “آی‌فون بزرگ” مسخره کردند و پیش‌بینی کردند که فروش نخواهد رفت . اما آی‌پد به سرعت یک دسته جدید از محصولات را خلق کرد و تا آوریل ۲۰۱۵ بیش از ۲۵۰ میلیون دستگاه از آن فروخته شد . هیچ تبلت دیگری هرگز به این سطح از موفقیت دست نیافته است.


بیماری و مبارزه نابرابر

تشخیص سرطان

در اکتبر ۲۰۰۳، به استیو جابز خبر داده شد که به نوعی نادر از سرطان لوزالمعده مبتلا شده است . پزشکان به او گفتند که این نوع سرطان تقریباً غیرقابل درمان است و او باید انتظار نداشته باشد بیش از سه تا شش ماه زنده بماند .

اما جابز، که همیشه به رژیم غذایی و طب جایگزین اعتقاد داشت، در ابتدا از انجام جراحی خودداری کرد و به دنبال درمان‌های جایگزین (از جمله رژیم غذایی خاص) رفت . بعداً او پذیرفت که تحت جراحی قرار گیرد و در سال ۲۰۰۴ اعلام کرد که تومور با موفقیت برداشته شده است .

پیوند کبد و کناره‌گیری

در سال ۲۰۰۹، جابز به دلیل وخامت حالش تحت عمل پیوند کبد قرار گرفت . پزشکان اعلام کردند که پیش‌آگهی “عالی” است .

با این حال، سلامتی او رو به افول بود. در ژانویه ۲۰۱۱، اپل اعلام کرد که جابز به دلیل مشکلات سلامتی مرخصی می‌گیرد . در ۲۴ اوت ۲۰۱۱، جابز از سمت خود به عنوان مدیرعامل اپل کناره‌گیری کرد و تیم کوک (Tim Cook) را به عنوان جانشین خود معرفی کرد. او به عنوان رئیس هیئت مدیره به کار خود ادامه داد .

درگذشت

در تاریخ ۵ اکتبر ۲۰۱۱، استیو جابز در سن ۵۶ سالگی، در پالو آلتو، کالیفرنیا، درگذشت . مرگ او با واکنش جهانی روبرو شد و رهبران جهان و هواداران فناوری، او را یک نابغه و نسل‌گردان توصیف کردند.


زندگی شخصی و خانواده

ازدواج و فرزندان

جابز در مارس ۱۹۹۱ با لورن پاول (Laurene Powell) ازدواج کرد . آنها سه فرزند داشتند: یک پسر به نام رید (Reed) و دو دختر به نام‌های ارین (Erin) و ایو (Eve) .

جابز پیش از ازدواج، دختری به نام لیزا (Lisa) از رابطه قبلی خود داشت . برای سال‌ها، او پدری لیزا را انکار می‌کرد، اما بعداً رابطه خود را با او بهبود بخشید.

سبک زندگی و فلسفه

علیرغم ثروت میلیارد دلاری، جابز به سبک زندگی نسبتاً ساده و مینیمال معروف بود. لباس یکدست همیشگی او – یقه‌اسواشی مشکی، شلوار جین لیوایز و کفش کتانی نیوبالانس – به نماد او تبدیل شده بود. او همیشه معتقد بود سادگی بهترین طراحی است، و این فلسفه در تمام محصولات اپل به وضوح دیده می‌شود.


میراث و فلسفه استیو جابز

جابز علیرغم موفقیت باورنکردنی، انسان آسانی نبود. او به دلیل سبک مدیریتی خشن، بی‌گذشت و کمال‌گرای افراطی معروف بود . او معتقد بود یک شرکت فقط در صورتی می‌تواند برتر باشد که توسط “بازیکنان درجه A” پر شده باشد و او ظاهراً کاملاً نسبت به هر چیزی که کمتر از اجرای درجه A می‌دانست، بی‌گذشت بود . با این حال، طرفدارانش می‌گویند این خواسته‌های بی‌امان او بود که اپل را به خلق محصولات “باورنکردنی عالی” رساند.

همانطور که در مقالهای در بریتانیکا اشاره شده، یکی از مهمترین دستاوردهای جابز درک این نکته بود که کامپیوترهای شخصی نه فقط ابزارهای تجاری، بلکه محصولات مصرفی هستند و بنابراین باید زیبا، جذاب و کاربرپسند طراحی شوند .

نقل قول‌های ماندگار

  • “بمانید گرسنه، بمانید احمق” (Stay Hungry, Stay Foolish) – سخنرانی استنفورد ۲۰۰۵
  • “تنها راه برای انجام کار عالی این است که عاشق کاری باشید که انجام می‌دهید” – سخنرانی استنفورد ۲۰۰۵
  • “آیا می‌خواهی بقیه عمرت را صرف فروش آب قند کنی، یا می‌خواهی با من بیایی و دنیا را تغییر دهی؟” – به جان اسکالی برای پیوستن به اپل

جمع‌بندی

در این مقاله در سایت روزنو مروری عمیق و کامل داشتیم بر زندگی پرفراز و نشیب استیو جابز. سفری از یک نوزاد به فرزندخواندگی گرفته تا یک نابغه تجاری و فناوری که جهان را تغییر داد. میراث او فقط محدود به محصولات اپل نیست؛ او تفکر “غیرممکن” را به چالش کشید و نشان داد که مرزهای بین رویا و واقعیت تنها با میزان جسارت ما برای دنبال کردنشان تعیین می‌شوند. از احیای صنعت کامپیوتر شخصی با مکینتاش تا انقلاب در صنعت موسیقی با آیپاد و تغییر نحوه ارتباط ما با آیفون، ردپای جابز در لحظه لحظه فناوری مدرن نقش بسته است.

به قول خودش: “شما نمی‌توانید با نگاه به آینده نقطه‌ها را به هم وصل کنید؛ فقط می‌توانید با نگاه به گذشته آن را انجام دهید. بنابراین باید اعتماد کنید که نقطه‌ها به نوعی در آینده شما به هم متصل خواهند شد.” .


منابع

  1. Britannica, “Steve Jobs | Biography, Education, Apple, & Facts”
  2. ABC News, “Steve Jobs: a revolutionary nerd”
  3. BBC News, “Obituary: Steve Jobs”
  4. East Bay Times, “Steve Jobs: Text of his 2005 Stanford University commencement speech”
  5. The Guardian, “Steve Jobs: Stanford commencement address, June 2005”
  6. “Steve Jobs Stanford Commencement Speech Transcript 2005”
  7. National Academy of Engineering, “Memorial Tributes: Volume 25 – Steven P. Jobs”

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا