بیوگرافی داریوش اقبالی؛ سلطان صدای ایران، از سلول‌های ساواک تا قهرمانی در مبارزه با اعتیاد

داریوش اقبالی، طلوع یک ستاره در افق موسیقی ایران

در تاریخ پرفرازونشیب موسیقی پاپ ایران، نام‌های درخشانی ثبت شده‌اند؛ اما شاید هیچ‌کدام به اندازه «داریوش اقبالی» با فراز و فرودهایی این‌چنین حماسی و انسانی همراه نبوده است. مردی که با صدایی بم، گرم و جهان‌وطنی که گویی از اعماق یک قرن تجربه می‌آید، توانست دهه‌ها بر بلندای قله محبوبیت بماند و حتی در تاریک‌ترین لحظات زندگی شخصی‌اش، هنوز هم برای میلیون‌ها ایرانی نماد امید و رهایی باشد.

بیوگرافی داریوش اقبالی؛ سلطان صدای ایران، از سلول‌های ساواک تا قهرمانی در مبارزه با اعتیاد

کودکی و نوجوانی در سایه سفرهای بی‌پایان

داریوش اقبالی در ۱۵ بهمن ماه سال ۱۳۲۹ در تهران متولد شد. پدرش، محمود اقبالی، از ملاکان و زمینداران خوش‌نام منطقه میانه در آذربایجان شرقی بود و مادرش، خانمی خانه‌دار بااصالت تهرانی. این ترکیب فرهنگی، شاید بعدها در عمق صدای او تأثیر گذاشت؛ صدایی که هم گرمای کویر مرکزی را داشت و هم شور و حال کوهستان‌های سرد آذربایجان را. به دلیل شغل پدر که مدام در حال سفر بود، ایام کودکی و نوجوانی داریوش در شهرهای مختلفی از جمله پیرانشهر، کرج و استان کردستان سپری شد. این کوچیدن‌های مکرر، بعدها در روحیه مستقل و بعضاً سرکش او اثر گذاشت.

اولین جرقه‌های موسیقیایی

جرقه موسیقی در وجود داریوش برای اولین بار در سن ۹ سالگی زده شد. در یک جشن مدرسه در محله شهرآرا، او روی صحنه رفت و با اجرایی خودجوش، معلم‌ها و دانش‌آموزان را شگفت‌زده کرد. آن لحظه، نشانه‌ای بود از آینده‌ای درخشان که در انتظار این نوجوان بااستعداد بود. دوران متوسطه را در دبیرستان‌های مختلفی از جمله فارابی کرج، رازی تهران و دبیرستان آزادگان تهرانپارس گذراند. در همین سال‌ها بود که با اصرار دوستان و آشنایان، تصمیم گرفت موسیقی را جدی‌تر دنبال کند.

آشنایی سرنوشت‌ساز با حسن خیاط‌باشی

نقطه عطف زندگی حرفه‌ای او زمانی رقم خورد که در سال ۱۳۴۹ با حسن خیاط‌باشی، چهره شاخص و تأثیرگذار تلویزیون ملی ایران و یکی از معروف‌ترین مجریان آن دوران، آشنا شد. خیاط‌باشی که استعداد ناب داریوش را در همان جلسات اول تشخیص داد، درهای استودیوهای حرفه‌ای را به روی او گشود و زمینه را برای ضبط نخستین کارهایش فراهم کرد. به جرات می‌توان گفت که بدون نظر حسن خیاط‌باشی، شاید سلطان صدای ایران هرگز به این عظمت ظهور نمی‌کرد. خیاط‌باشی در خاطراتش بارها گفته است: «اولین بار که صدای داریوش را شنیدم، یخ کردم. می‌دانستم با یک پدیده روبرو هستم که قرار است تاریخ موسیقی ایران را تغییر بدهد.»

بیوگرافی داریوش اقبالی؛ سلطان صدای ایران، از سلول‌های ساواک تا قهرمانی در مبارزه با اعتیاد

خلق جاودان‌ها؛ اوج دوران طلایی

آغاز ستاره‌ای به نام داریوش

اولین ترانه رسمی داریوش اقبالی که او را به‌طور ناگهانی در سطح ملی مشهور کرد، «به من نگو دوست دارم» با آهنگسازی مصطفی جاویدان بود. این قطعه که در اوایل دهه پنجاه پخش شد، چنان حس تازه و صدای متفاوتی داشت که خیلی زود از رادیو و تلویزیون ملی بارها پخش شد و نام داریوش را بر سر زبان‌ها انداخت. نسل آن سال‌ها، هنوز هم با شنیدن ریتم ابتدایی این آهنگ، غرق در خاطرات شیرین جوانی می‌شوند. داریوش تنها یک خواننده پاپ معمولی نبود؛ او با الهام از سبک راک غربی و تلفیق آن با ملودی‌های اصیل ایرانی، ژانری نو در موسیقی ایران خلق کرد که تا آن روز سابقه نداشت. همین نوآوری بود که به سرعت او را به «سلطان صدا» (The King of Voice) ملقب کرد؛ عنوانی که نه به خاطر فروش آلبوم یا هیاهوی تبلیغاتی، که به دلیل توانایی بی‌نظیر او در طنین‌اندازی عمیق عواطف انسانی و القای مستقیم حس به شنونده، برازنده او شد.

بیوگرافی هایده؛ ملکه بی‌تاج موسیقی ایران و صدای جاودان عشق و غربت

مرور شاهکارها و آلبوم‌های ماندگار

کارنامه عظیم داریوش اقبالی شامل بیش از ۲۰۸ قطعه در قالب بیش از ۲۷ آلبوم رسمی است. او همچنین در دو فیلم سینمایی بازی کرده و حتی برای چند سال اجرای برنامه‌های تلویزیونی نیز داشته است.

«چشمه من» (Cheshme Man)

یکی از نمادین‌ترین آثار نه فقط داریوش، بلکه تمام موسیقی ایران. شعری عاشقانه با لحنی غمگین و ملودی فراموش‌نشدنی که در تمام این سال‌ها هیچ‌گاه تکراری نشده است.

«دستای تو» (Dastaye Tou)

این قطعه در یک نظرسنجی گسترده از شبکه تلویزیونی منوتو به عنوان ماندگارترین ترانه تاریخ موسیقی ایران انتخاب شد. شعری که در وصف گرمای دستان معشوق است، شنونده را به اعماق وجود خود می‌برد.

«شقایق» (Shaghayegh)

با شعری از ایرج جنتی عطایی و آهنگسازی واروژان، این قطعه به یکی از ماندگارترین سمبل‌های عشق و ایثار تبدیل شد.

«سقوط» (Soghoot)

از قوی‌ترین آهنگ‌های اعتراضی او که هرچند اجازه پخش رسمی پیدا نکرد، اما به صورت زیرزمینی در میان جوانان دهه پنجاه دست‌بهدست می‌شد و نشان‌دهنده روحیه آزادی‌خواهی او بود.

«نون و پنیر و سبزی» در همکاری با ابی

یک قطعه شاد و ماندگار که هنوز هم در جشن‌ها و دورهمی‌ها پخش می‌شود. همکاری این دو ابرستاره، یک رویداد استثنایی در تاریخ موسیقی بود.

سایر آثار شاخص

«آهای مردم دنیا» (از قدرتمندترین آثار اجتماعی داریوش)، «معجزه خاموش» (که مستقیماً به مبارزه با اعتیاد اشاره دارد)، آلبوم «نازنین» (۱۹۹۲)، آلبوم «بچه‌های ایران» (۱۹۹۵) و ده‌ها آهنگ دیگر چون «گل بیتا»، «خونه»، «عاشق که بشی»، «کویر»، «راز»، «گلایه» و «مرغ سحر» که هر کدام داستانی بی‌نظیر در دل خود دارند.

بیوگرافی داریوش اقبالی؛ سلطان صدای ایران، از سلول‌های ساواک تا قهرمانی در مبارزه با اعتیاد

درگیری با ساواک و زندان‌های سیاسی

یکی از اسرارآمیزترین و در عین حال تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های زندگی داریوش، برخورد دستگاه امنیتی رژیم پهلوی با او بود. برخلاف تصور عمومی که همه هنرمندان آن دوره را در حاشیه امنیت می‌دیدند، داریوش به دلیل خواندن آهنگ‌هایی که برداشت سیاسی از آنها می‌شد، چندین بار دستگیر و زندانی شد. ترانه‌هایی همچون «جنگل» (با اشاره به نهضت جنگل و میرزا کوچک‌خان)، «بن‌بست» (نمادی از یأس سیاسی)، «بوی گندم»، «علی کنکوری» (انتقاد از طبقاتی بودن آموزش) و «گل بارون‌زده» از جمله آثاری بودند که او را به دردسر انداختند.

طبق روایت‌هایی که بعدها با اسناد ساواک منتشر شد، اولین بار او با دستور مستقیم محمدرضا پهلوی دستگیر شد. دلیل این خشم شاه، ترانه «جنگل» و استقبال دانشجویان و روشنفکران از آن بود. داریوش حدود ۶ ماه را در سلول انفرادی زندان اوین گذراند و تحت شکنجه‌های روحی و جسمی قرار گرفت. مجموعاً، داریوش در مجموع ۲۶ ماه از بهترین سال‌های جوانی خود را در زندان‌های رژیم پهلوی سپری کرد. باور عمومی بر این است که تبلیغات رسمی آن رژیم، به دستور مستقیم، اتهام «مصرف مواد مخدر» را برای تخریب وجهه و منحرف کردن افکار عمومی از ماهیت سیاسی دستگیری‌ها مطرح کردند. خود داریوش بعدها در مصاحبه‌های متعدد تأکید کرد که آن اتهامات، کاملاً ساختگی و با هدف «ترور شخصیت» او طراحی شده بود.

بیوگرافی داریوش اقبالی؛ سلطان صدای ایران، از سلول‌های ساواک تا قهرمانی در مبارزه با اعتیاد

تبعید اجباری و رنسانس در لس‌آنجلس

با پیروزی انقلاب اسلامی فضای موسیقی ایران به کلی دگرگون شد. بسیاری از خوانندگان پاپ، به ویژه آنهایی که پیش از انقلاب چهره بودند، ناگزیر به ترک کشور شدند. داریوش نیز یکی از نخستین هنرمندانی بود که ایران را به مقصد لس‌آنجلس ترک کرد. لس‌آنجلس در آن سال‌ها به «تهران‌جلس» معروف شده بود؛ شهری که قطب تجمع ایرانیان خارج از کشور و مرکز تولید موسیقی دیاسپورا به شمار می‌رفت.

داریوش در آنجا نه تنها از محبوبیت خود نکاست، بلکه با پرداختن به مضامین سیاسی و اجتماعی در آثارش، به صدای بی‌بدیل بسیاری از هموطنان در تبعید تبدیل شد. آهنگ‌هایی مثل «آهای مردم دنیا»، «بچه‌های ایران» و «خونه» در آن سال‌ها حس نوستالژی و امید را در میان ایرانیان خارج از کشور زنده نگه داشت. او به پناهگاهی برای تازه‌واردان تبدیل شد و همواره در مراسم خیریه و حمایت از پناهجویان تازه‌وارد، پیشگام بود. با این حال، زندگی در خارج از کشور هم برای داریوش بی‌دردسر نبود. فشارهای روحی ناشی از دوری از وطن، ناامیدی از بازگشت، و حسرت روزهایی که در اوج به یکباره همه چیز را از دست داد، به‌مرور بر روانش سایه انداخت؛ سایه‌ای که او را به سمت مسیری خطرناک و ویرانگر کشید.

بیوگرافی معین اسطوره بی همتای موسیقی ایران (از شروع تا معروف شدن)

سقوط در تاریکی مطلق؛ قتل تدریجی یک اسطوره

ریشه‌های اعتیاد؛ از زندان تا غربت

شاید تاریک‌ترین و پرفرازونشیب‌ترین فصل زندگی داریوش اقبالی، نبرد سه‌دهه‌ای او با اعتیاد به مواد مخدر باشد. روایت‌های مختلفی از ریشه‌یابی این بلیه خانمانسوز وجود دارد، اما همه پژوهشگران و خود داریوش بر این نکته اتفاق نظر دارند که ریشه اصلی این گرفتاری، به دوران حبس در زندان‌های ساواک بازمی‌گردد. برای کاهش دردهای ناشی از شکنجه، ضرب و شتم و فشارهای روحی طاقت‌فرسا، به او داروهای مسکن حاوی مشتقات مخدر تزریق می‌شد. تکرار این روند در چند نوبت حبس، بدن جوان و ورزشکار آن روزهای داریوش را به مرز وابستگی کشاند و این وابستگی اندک‌اندک تبدیل به اعتیادی تمام‌عیار به هروئین شد.

داریوش خود در مصاحبه‌ای بسیار احساسی، جزئیات آن روزها را این‌گونه شرح داده است: «من ۲۶ ماه از جوانی‌ام را در زندان‌های قبل از انقلاب بودم، زیر شکنجه. در آنجا به من دارو تزریق می‌کردند تا طاقت بیاورم. وقتی آزاد شدم، یک معتاد بودم. بعد از انقلاب هم که به آمریکا آمدم، تنها بودم، غمگین بودم. نمی‌دانستم با این غربت چه کنم. همان چند گرم بهانه بود برای اینکه خودم را فراموش کنم. فکر می‌کردم با مصرف مواد می‌توانم فرار کنم، اما غرق شدم…»

سه دهه اسارت؛ از کارتون خوابی تا آستانه مرگ

برای حدود سی سال، داریوش در چرخه مرگ‌بار اعتیاد گرفتار بود. لحظات بسیاری پیش آمد که نزدیک بود به طور کامل فروبپاشد. در اوج بحران، حتی گاهی به مرحله «کارتون خوابی» رسید و دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشت. وابستگی اش چنان عمیق بود که دیگر خود را یک خواننده نمی‌دانست؛ خود را یک «بیمار لاعلاج» می‌پنداشت. بسیاری از نزدیکان و همکارانش، از جمله ابی و سایر هنرمندان مقیم لس‌آنجلس، بارها تلاش کردند به او کمک کنند اما فایده‌ای نداشت. تاریکی چنان فراگیر شده بود که هیچ نوری به درونش راه نمی‌یافت.

بیوگرافی داریوش اقبالی؛ سلطان صدای ایران، از سلول‌های ساواک تا قهرمانی در مبارزه با اعتیاد

نقطه عطف؛ معجزه‌ای به نام رهایی

نقطه عطف، بی‌آنکه انتظارش را داشته باشد، فرا رسید. درست در نیمه‌شبی که نفس‌های آخرش را می‌کشید و تنها انتخاب بین «مرگ یا زندگی» پیش رویش بود، جرقه‌ای معجزه‌آسا درون او زده شد. داریوش بعدها در یک سخنرانی احساسی در جمع اعضای انجمن NA (معتادان گمنام) گفت: «آن شب، در تاریکی اتاقم، دراز کشیده بودم و داشتم از دنیا می‌رفتم. ناگهان مثل یک برق به ذهنم رسید: می‌خواهی همین‌طور بمیری؟ طوری که حتی کسی در مرگت گریه نکند؟ بعد از همه این سال‌ها تنها دستاوردت اعتیادست؟».

او تصمیم گرفت از زندان هیولایی که سه دهه اسیرش بود، فرار کند و طعم شیرین آزادی و بهبودی را تجربه کند. سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۹) سال رستاخیز داریوش اقبالی است. او در این سال با کمک برنامه «معتادان گمنام» (Narcotics Anonymous) موفق شد مواد را برای همیشه ترک کند.

«معجزه خاموش»؛ سرودی برای بیداری

تفاوت بزرگ داریوش با بسیاری از افراد دیگر، در اتفاقی بود که بعد از ترک رخ داد. او به جای سکوت، شرم و پنهان‌کاری، آستین‌ها را بالا زد و جنگید تا هزاران نفر دیگر را هم نجات دهد. اولین اقدام عملی داریوش، ساخت آهنگ «معجزه خاموش» بود؛ قطعه‌ای که در آن با صدایی لرزان و پر از اشک، روایتگر رهایی خود و دعوت از دیگر معتادان برای پیوستن به این مسیر دشوار، اما شدنی است. این آهنگ به سرعت در میان جامعه ایرانیان خارج از کشور و حتی در داخل ایران به صورت زیرزمینی پخش شد و تبدیل به سرود امید برای هزاران خانواده درگیر با اعتیاد گردید.

بنیاد آینه؛ میراث ماندگار

مهم‌ترین میراث داریوش دوباره متولد شده، تأسیس «بنیاد آینه» (Ayeneh Foundation) در همان سال‌های اولیه بهبودی بود. بنیاد آینه به عنوان اولین وب‌سایت ایرانی زبان در تاریخ ایران برای کمک به معتادان، خانواده‌هایشان و آگاهی‌بخشی در مورد اعتیاد راه‌اندازی شد. این بنیاد با پخش برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی منظم، مشاوره تلفنی رایگان، برگزاری سمینارهای علمی و همچنین جلسات گروهی NA به زبان فارسی، جان هزاران نفر را نجات داد. آمارهای غیررسمی حاکی از آن است که بنیاد آینه در این سال‌ها به بیش از ۴۰,۰۰۰ ایرانی معتاد کمک کرده تا مسیر بهبودی را آغاز کنند. داریوش در توصیف رابطه خود با بیماری اعتیاد، جمله معروفی دارد: «حالا او (بیماری) زندانی من است، و من روز و شب زندانبانش، تا مبادا لحظه‌ای مرا خواب کند و دوباره زندانی‌اش شوم. در نتیجه، به اجبار در کنار هم زندگی می‌کنیم».

بیوگرافی داریوش اقبالی؛ سلطان صدای ایران، از سلول‌های ساواک تا قهرمانی در مبارزه با اعتیاد

زندگی شخصی؛ ازدواج‌ها، فرزندان و رمزهای ناگفته

زندگی شخصی داریوش اقبالی، به موازات کارنامه هنری درخشانش، همواره پر از فراز و فرود و در عین حال بسیار محرمانه و دور از حاشیه‌های مبتذل بوده است. سلطان صدا، برخلاف بسیاری از همکارانش، هیچ‌گاه اهل جنجال‌سازی در رسانه‌ها نبوده و همواره تلاش کرده حریم شخصی خود و خانواده‌اش را حفظ کند.

سه ازدواج پنهان از چشم دوربین‌ها

داریوش تا کنون ۳ بار ازدواج رسمی کرده است. بارها شایعه ازدواج مجدد او منتشر شده اما تا به امروز، جزئیات زیادی از این روابط فاش نشده است.

ازدواج اول و فرزند ارشد

حاصل ازدواج نخست او، یک دختر به نام «بیتا اقبالی» است. بیتا که شباهت زیادی به پدر خود دارد، در خارج از کشور زندگی می‌کند و به هیچ وجه تمایلی به حضور در رسانه‌ها ندارد. او فارغ‌التحصیل در رشته مدیریت بازرگانی است و فعلاً هیچ تمایلی به خوانندگی نشان نداده است.

ازدواج دوم با فیروزه

داریوش مدت‌های طولانی در ایالت کالیفرنیا با همسر دوم خود، «فیروزه» زندگی می‌کرد. این ازدواج حدود دو دهه به طول انجامید و حاصل آن یک پسر به نام «میلاد اقبالی» است. میلاد برخلاف خواهرش، بسیار کم‌رنگ‌تر ظاهر شده و عکسی از او به ندرت منتشر شده است.

ازدواج سوم با ونوس

همسر سوم داریوش، خانم «ونوس» است. حاصل این ازدواج فرزندی نیست و ظاهراً اواخر سال‌های این رابطه، اختلافات جدی بین آنها بروز کرده است. چند سالی است که خبرهایی مبنی بر وخامت حال ونوس و جدایی عاطفی آنها منتشر می‌شود؛ اخباری که هنوز به طور رسمی از سوی خود داریوش تأیید نشده، اما در شبکه‌های اجتماعی به شدت داغ است. برخی منابع نزدیک به خانواده، از ابتلای ونوس به یک بیماری سخت و واکنش عاطفی داریوش نسبت به او خبر داده‌اند.

داریوش به شدت به فرزندان خود علاقه دارد و گاهی در روز تولدشان، عکس‌هایی از آنها (اغلب از پشت یا در سایه) در فضای مجازی منتشر می‌کند. شباهت عجیب دخترش «بیتا» به او در جوانی، بارها سوژه رسانه‌ها و صفحه‌های طنز اینستاگرام شده است.

بیوگرافی داریوش اقبالی؛ سلطان صدای ایران، از سلول‌های ساواک تا قهرمانی در مبارزه با اعتیاد

حواشی و جنجال‌های سیاسی سال‌های اخیر

در سال‌های اخیر، داریوش اقبالی به اندازه هنر و فعالیت‌های بشردوستانه‌اش، به خاطر اظهارات سیاسی صریح و به‌دور از مصلحت‌اندیشی، در صدر اخبار قرار داشته است.

اتهامات قضایی در ایران

داریوش اقبالی همچنان جزو آن دسته از هنرمندان سرشناس مقیم خارج است که توسط قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران، به اتهامات مختلف از جمله «تبلیغ علیه نظام»، «عضویت در گروهک‌های ضد انقلاب» و «فعالیت تبلیغی برای رژیم سابق» تحت تعقیب قرار دارد. پرونده قضایی فعالی علیه او در دادسرای اوین موجود است و بارها مأموران اینترپل علیه او در کشورهای مختلف اعلام جستجو کرده‌اند. هرچند آمریکا هیچ‌گاه درخواست استرداد ایران را نپذیرفته، اما همین موضوع باعث شده داریوش نتواند به بسیاری از کشورهای دیگر سفر کند.

وضعیت فعلی و میراث جاودان

داریوش اقبالی امروز در سن ۷۴ سالگی، با بدنی ضعیف‌تر از همیشه، اما با روحیه‌ای آهنین، همچنان فعال است. او گاه گاهی کنسرت‌هایی در آمریکا و کانادا برگزار می‌کند و هر بار حضور او بر روی صحنه با استقبال بی‌نظیر طرفداران چندنسلی مواجه می‌شود. صدایش دیگر آن اوج افسانه‌ای سال‌های جوانی را ندارد؛ اما قدرت انتقال حس و انرژی که از ویژگی‌های منحصربه‌فرد او بود، هیچ‌گاه رنگ کهنگی به خود نگرفته است.

تازه‌ترین اثر منتشر شده او، آهنگ «آخرین برگ» با شعری که به شرایط فعلی خودش اشاره دارد، در میان مخاطبان با واکنش‌های عاطفی گسترده‌ای همراه شد. داریوش در آستانه ۸۰ سالگی، یک شبه‌قهرمان نیست؛ او قهرمان واقعی مبارزه با تاریکی‌های درون است. کسی که می‌توانست به سادگی در ورطه فراموشی فرو برود و گمنام بمیرد، اما به جای آن، بلند شد، آستین‌ها را بالا زد و تبدیل به امید هزاران خانواده دیگر شد. «بنیاد آینه» همچنان فعال است و داریوش شخصاً بر بسیاری از جلسات آن نظارت دارد.

سبک زندگی او در این سال‌ها زاهدانه است. او دیگر مهمانی‌های شلوغ لس‌آنجلسی را تکرار نمی‌کند و بیشتر وقت خود را در خانه و در کنار دوستان معدود و نزدیکش می‌گذراند.

بیوگرافی داریوش اقبالی؛ سلطان صدای ایران، از سلول‌های ساواک تا قهرمانی در مبارزه با اعتیاد

سخن پایانی

زندگی داریوش اقبالی، یک رمان چندلایه است؛ از یک نوجوان مستعد که در ۲۰ سالگی غافلگیرکننده‌ترین محبوبیت تاریخ موسیقی ایران را تجربه کرد، تا ستاره‌ای که حبس‌های سیاسی و تبعید را به جان خرید و در همین مسیر در منجلاب تاریک و خانمانسوز اعتیاد گرفتار شد. شاید بزرگ‌ترین میراث او، نه آن صدای گرم و بی‌نظیر، نه آهنگ‌های جاودانه‌اش، بلکه حماسه رهایی او از بند اعتیاد است. او ثابت کرد که حتی پس از سه دهه اسارت، می‌توان دوباره متولد شد.

او به جامعه ایرانی ثابت کرده است که هیچ‌کس «بی‌نهایت» گمشده نیست. شرم حاصل از اعتیاد را کنار زد و به جای پنهان‌کاری، با صدای بلند فریاد زد: «من معتاد بودم و نجات پیدا کردم. تو هم می‌توانی.» به همین دلیل است که داریوش دیگر فقط یک خواننده نیست؛ او یک نماد است؛ نماد مقاومت، نماد شفافیت، نماد مبارزه بی‌امان با اهریمن درون.

برای نسل ما، داریوش «سلطان صدا» بود. برای نسلی که از دور، محبوبیت افسانه‌ای او را ندیده، داریوش «پیرمرد مهربانی» است که از هر فرصتی استفاده می‌کند تا به یک معتاد گمنام کمک کند. و شاید این دقیقاً همان جذابیتی است که نام «داریوش اقبالی» را تا ابد، بر تارک تاریخ فرهنگ ایران زمین، جاودانه نگه می‌دارد. چه بسیار ستارگانی که در اوج سقوط کردند و چه اندک اسطوره‌هایی که از سقوط، اوجی تازه ساختند. داریوش، بی‌تردید، در جرگه همین دومی‌ها جای می‌گیرد.

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا