جوک خاک برسری شب جمعه 😂 ( خنده‌دار جوک‌های بدون سانسور )

جوک خاک برسری شب جمعه را در روزنو آماده کرده‌ایم. لطیفه‌ها و جوک‌ها می‌توانند به عنوان نمادهایی از فرهنگ یک جامعه عمل کنند. آن‌ها می‌توانند نشان‌دهنده هنجارها، ارزش‌ها و ویژگی‌های خاص یک فرهنگ باشند.

جوک خاک برسری شب جمعه ( خنده‌دار جوک‌های بدون سانسور )

لطیفه‌های خنده‌دار

یه پسر ٩ ساله تو اینستا

با دوست دخترش یه عکس گذاشته بود زیرشم نوشته بود:

نه شیرینیم نه خسرو☺️

نه لیلی ایم نه مجنون☺️

قراره خودمون یه داستان بشیم😳

فکر میکنم میخوان

ادامه تام و جری رو بازی کنن😐😂😂☝️

جاتووون خالی عروسی یکی از بستگان ﺗﻮ ﺑﺎﻍ ﺑﻮﺩ…

یه دفعه ﺑﺎﺭﻭﻥ اومد ﻫﻤﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﺎ ﭘﺎﮎ شد…!!!

عروسی ﺗﺒﺪﯾﻞ شد ﺑﻪ ﻫﺎﻟﻮﻭﯾﻦ 👹

مردا در میرفتن؛

زنها هم مثل زامبی دنبالشون…😂😂😂

به دوس دخترم زنگ زدم …

اونم با هندزفری حرف میزد که اگه کسی اومد تو اتاقش بگه دارم آهنگ گوش میدم…..

گرم حرف بودیم که مامانش در اتاقشو باز کرد اومد تو

گف با کی حرف میزنی؟

دوس دخترمم گفت با هیشکی،

آهنگه

مامانش گف بده گوش کنم ببینم

هیچی دیگه الان نیم ساعته دارم

آی بریباخ بریباخ میخونم…

سه تا زن مُـردند، خداوند فرمود:

_اولي بهشت

_دومي جهنم

_سومي طويله

علت را جویا شدند

خداوند فرمود:

اولي شوهر داشته ، دنياش جهنم بوده ( بره بهشت)

دومي مجرد بوده دنياش بهشت بوده ( بره جهنم)

سومي شوهرش مُـرده بوده بي عقل رفته دوباره شوهر كرده ( فقط طويله)😂😂

مطالب مشابه: جوک خنده دار در حد مرگ (لطیفه‌های فوق خنده دار جدید)

لطیفه‌های خنده‌دار

رفته بودیم خواستگاری

بابای عروس ازم پرسید کارت چیه؟

گفتم تو کار فرش و گوشی ام

گفت یعنی چی؟

گفتم رو فرش میخوابم با گوشی بازی میکنم!

هیچی دیگه انداختنمون بیرون شیرنی هامونم پس ندادن نامردا! 😊😂

من تعجب می کنم که پدر و مادرم قبل از آمدن اینترنت برای مبارزه با کسالت چه می‌کردند. از 17 برادر و خواهرم پرسیدم و آنها هم نمی دانستند.

اقدامات امنیتی چسیدن:

1. زل زدن به چشم اطرافیان

2. حفظ اعتماد به نفس

3. تلاش برای پراکنده سازی بو

4. تکذیب هرگونه اتهام در این مورد

5. ترک هرچه سریع تر از محل حادثه

جوک های خاک بر سری

به يارو ميگن با سي دي جمله بساز. ميگه چوسيدي! ميگن: نه با سي دي صوتي جمله بساز! ميگه: گوزيدي

چطور از آدمی که کت شلوار با کتونی میپوشه با پراید کف خوابش تو خیابون میوفته دنبالتون انتظار دارین جمله من نامزد دارم رو بفهمه؟

پیشنهاد میکنم تاکسیرانی همه تاکسی ها رو موظف کنه یک یادداشت بچسبونن رو داشبورد با این مضمون: “مسافر گرامی، اینا همه دستشون تو یک کاسه ست.”

ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺎ ﺍﮔﻪ ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎ ۱۰ ﺗﺎ ﺍﺗﺎﻕ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﺍﯾﻦ ۴ ﺗﺎ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ ﯼ ﻣﺎ ﯾﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﻮﯼ ﺧﻮﻧﻪ ﭘﺨﺶ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﮐﻪ ، ﺗﻮﯼ ﻫﯿﭻ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺎﺭﺳﻠﻮﻧﺎ ﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺍﺯ ﻓﻀﺎﻫﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻪ.

در خونه رو میزدن!

دخدر داییم یه سالشه!

جواب داد : کیه!؟

زن همسایه مون پشت در به شوخی گفت: منم منم مادرتون!

من رفتم در رو باز کردم, بنده خدا میخواس سکته کنه!

گفت : ببخشید مادرتون هستن؟ گفتم : نع ، فقط من و حبه انگور هستیم…

این کوفت که آقایون به خانمشون میگن میدونین یعنی چی ؟🤔😐

ک : کل

و : وجودم

ف : فدای

ت : تو

اینو داشته باشین ، تا بریم رمز گشایی سایر کلمات آقایون…😅

ستاد روحیه بخشیدن به خانمها…😄😄

ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﻪ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺮﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ‘ ﻋﻤﻪ ﯼ ﻋﻄﺎﺭ ‘ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺑﻨﻮﯾﺲ!!!😳

ﮐﻞ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺭﻭ ﺑﺴﯿﺞ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ‘ ﻋﻤﻪ ﯼ ﻋﻄﺎﺭ ‘ ﻣﻄﻠﺐ ﺟﻤﻊﮐﻨﻦ،،،

ﺁﺧﺮﺷﻢ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﺎ ﻧﺮﺳﯿﺪﯾﻢ !!!

ﺍﺻﻼﻫﯿﭻ ﻣﻨﺒﻌﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭘﺪﺭﯼ ﻋﻄﺎﺭ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﺷﺪ …!!!

ﺯﻥ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﯿﺪﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺗﺤﻘﯿﻘﯽ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯿﺪﯾﻦ ؟!؟!؟😡😤

ﻋﻤﻪ ﯼ ﻋﻄﺎﺭ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺑﭽﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﻩ ﺁﺧﻪ؟ ! ؟ ! ؟

ﻣﺪﯾﺮ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺍﺻﻼ ‘ ﻋﻤﻪ ﯼ ﻋﻄﺎﺭ ﻧﺒﻮﺩﻩ ‘ ﺍﺋﻤﻪ ﯼ ﺍﻃﻬﺎﺭ ‘ ﺑﻮﺩﻩ !!!😐😂😂😂😂😂😂

تنها جذابیتی که از اس‌ام‌اس‌ها باقی مونده

همون پیام‌های واریز پوله …

امروز نمیدونستم چطوری به خانوادم بگم من زن میخاااام و دیگه بزرگ شدم

پا شدم کولرو خاموش کردم

بابام اومد ماچم کرد گفت: حالا یه مرد شدی وقته زن گرفتنته

کلید اسرار: الگو گرفتن از پدر !

به بامشاد ميگن چرا باســنت ايقدر بزرگه ؟

ميگه: حواس پرتی مادرم به جاي اينكه پودر بچه بزنه پيكين پودر ميزد

جوک های خاک بر سری

آموزگار: وقتی بزرگ شی چه میکنی ؟

شاگرد: عروسی

آموزگار: نخیر منظورم اینه که چی میشی ؟

شاگرد: داماد … …

آموزگار: او ه ه ،منظورم اینه وقتی بزرگ شی چی بدست میاری ؟ شاگرد: زن

آموزگار: احمق ، وقتی بزرگ شی برای پدر و مادرت چه میکنی ؟

شاگرد: عروس میگیرم

آموزگار: لعنتی ، پدر و مادرت در آینده از تو چی میخواهند ؟

شاگرد : نوه…!!!ـ

امروز نمیدونستم چطوری به خانوادم بگم من زن میخاااام و دیگه بزرگ شدم

پا شدم کولرو خاموش کردم

بابام اومد ماچم کرد گفت: حالا یه مرد شدی وقته زن گرفتنته

کلید اسرار: الگو گرفتن از پدر !

لطیفه های خاک بر سری جدید

یارو مکعب روبیک رو زیر پنج ثانیه حل کرده

اونوقت من از خواب پا میشم تا یه ربع دنبال دستام میگردم

دیروز یکی از گودزیلاهای فامیل رفته بود مسافرت بهم زنگ زده میگه :

میشه بری ایمیل هامو چک کنی یه خبر مهم قرار بود بهم برسه

یه گوشی هم سفارش داده بودم ببین چی شده !

من وقتی همسن این بودم لواشکو با پوستش میخوردم مزه پیتزا بده …

زندگی جاریست …

نمیدونم شایدم خواهرشوهر باشه !

ولی هر چی هست از اقوام شوهره چون خیلی رو اعصابه !

پدرم چه وجه اشتراکی با نمو دارد؟ هر دو را نمی توان پیدا کرد.

پیرمرده میره دکتر . بغل دستیش که لکنت زبون داشته میگه ش شما چ چه ناناناراحتی ددارین؟ پیرمرده میگه پروستات،میگه ب ب ببخشید پ پروستات چی چی چیه؟ پیرمرده میگه همین جوری که شما حرف میزنین من میشــــاشـــــم

اون چیه که زن ها میدن مردها میکنن؟ . . . . . . . . . دق

اون چیه که مردها ها میدن زن ها میخورن؟ . . . . . . . . . حرص

اون چیه که مردا در میارن زن ها میخورن؟ . . . . . . . . پول

اون چیه که زن ها میدن مرد ها میخورن؟ . . . . . . . . . . غذا

اون چیه که باعث شده تو با اشتیاق این مطلب رو بخونی؟ . . . . ذهن منحرفت

کشیشی روی صندلی برقی از قاتل محکوم می پرسد: “آخرین درخواستی داری؟” قاتل پاسخ می دهد: بله. “میشه لطفا دستم رو بگیری؟

دکتر به من یک سال فرصت زنده ماندن داد، بنابراین با اسلحه به او شلیک کردم. قاضی به من 15 سال مهلت داد. مشکل حل شد.

تایتانیک هنگام غرق شدن چه گفت؟ من همه مسافران را برای چالش سطل یخ دعوت می کنم!

شما کاملاً بی فایده نیستید. همیشه می توان از شما به عنوان یک مثال بد استفاده کرد.

چند سال پیش بومرنگ انداختم. اکنون در ترس دائمی زندگی می کنم.

هرگز قلب کسی را نشکن، او فقط یکی از آن ها را دارد. در عوض استخوان هایشان را بشکنید، آنها 206 عدد دارند.

سگی که پا ندارد چه صدا می کنید؟ مهم نیست او را چه صدا می کنی، او به هر حال نمی آید.

مطالب مشابه: جوک خاک برسری زشت / مجموعه لطیفه های خوشحال کننده و جذاب

لطیفه های خاک بر سری جدید

دوست دخترم دوست داشت مثل افسانه‌ها می ازدواج کند. به اندازه کافی منصفانه است، پس یک قرص نان به او دادم و او را در جنگل رها کردم.

رئیسم به من گفت که روز خوبی داشته باشم. پس رفتم خونه!

بیمار: اوه دکتر، من خیلی عصبی هستم. این اولین عمل جراحی من است. دکتر: نگران نباش. مال منم همینطور.

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﺳﺮ ﻗﺒﺮ یکی از بستگان

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ

کنار ﻗﺒﺮ ﺑﻐﻠﻲ ﻧﺸﺴﺖ ﺑﻌﺪ

ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ : ﻓﻮﺕ ﻛﺮﺩﻥ !!؟؟؟

ﮔﻔﺘﻢ : ﻧﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺭﻳﺎﺿﻲ ﺩﺍﺭﻩ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ مردن…

اعصاب نمیذارن واسه آدم..

تو ﺗﺎﮐﺴﯽ بودم…به ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﻗﺎ ممنون ﮐﻨﺎﺭ ﺍﻭﻥ ﻭﺍﻧﺖ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸـﻢ! ﯾﻬﻮ ﻭﺍنتیه ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ!

هیچی دیگه ﺍﻻﻥ ﺗﻮ ﺍﺗﻮﺑﺎﻥ ﺯﻧﺠﺎﻧﻢ داریم ﻣﯿﺮﯾﻢ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺍﺭدبیل.

پسرای عزیزی که میرین باشگاه تو رو خدا رو همه قسمت های بدنتون متناسب کار کنین. بعضیا بالا تنشون اندازه گودزیلاس پاها عین ملخ ! خو لامصب چی فکر میکنی پیش خودت ؟

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا