متن عاشقانه برفی ⛄️ { جملات و اشعار قشنگِ رمانتیکِ زمستانی }
در روزنو متن عاشقانه برفی به صورت منتخب و گلچین قرار داده شده است. از این متون می توانید برای کپشن، استوری و نوت اینستا استفاده کنید. پس در ادامه همراه ما شوید.

جملات عاشقانه برفی
من عاشق زمستانم
عاشق اینکه ببینمت در زمستان آرام راه می روی که سُر نخوری
که گونه هایت از سرما سرخ شده است
سر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ای
دست هایت در جیبت به هم مچاله شده
معصومانه به زمین خیره ای
چه قدر دوست داشتنی شده ای
حرفم را پس میگیرم
من عاشق زمستان نیستم
عاشق تــوام !
دوستت دارم اما نه به اندازه ی برف،
چون یه روز آب میشه
دوستت دارم اما نه به اندازه ی گل
چون یه روز پژمرده میشه
دوستت دارم به اندازه ی دنیا
چون هیچ وقت تموم نمیشه
لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی
روز زمستونیت قشنگ!
لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکم تر فشار بدی
روز زمستونیت قشنگ!

وقتی با تو هستم خودم را کمی بیشتر از همیشه دوست دارم،
بودن با تو مثل خنکای اولین برف زمستانی روی گونه های گرمم پر احساس و به یاد ماندنی است..
دارد برف می آید
در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد
تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند
به چشمانت قسم
با بودن تو
زمستانی ترین روزم بهار است..
حضورت رنگ از چهره زمستان های سنگین زندگی ام پرانده است
تو بهاری ترین اتفاق زندگی ام هستی … با من در میان برف ها قدم بزن
تو که باشی
زمستان زیباترین فصل تقویم می شود
تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت
می توان گفت که من چلچله باغ توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای توام
از فشردن
دست های گرم تابستانی تو و
دست های زمستانی من
چه پاییز های انتظار گذشت و گذشت
تا شکوفه های بهاری معتدل
من و تو
بر آمدند..
به چشمانت قسم
با بودن تو
زمستانی ترین روزم بهار است..
زمستان
می تواند زیبا ترین فصل تقویم باشد
وقتی سرما می گیردم و بعد
توی تنور آغوشت گرم می شوم
وقتی شب های سیاه و طولانی
من باشم
و
تو باشی
و
پرده ی اتاق
که از غروب تا صبح کشیده می ماند
زمستونِ
امسال خیلی قشنگه چون
گرمایِ دستِ تورو دارم….
دستامو بگیر تو دستت تا سرما رو حس نکنم
پا به پام قدم بزن زیر این برف سپید تا خوشحال ترین آدم روی زمین باشم
حضورت رنگ از چهره زمستان های سنگین زندگی ام پرانده است
تو بهاری ترین اتفاق زندگی ام هستی
با من در میان برف ها قدم بزن
باران یا برف
چه فرقی میکند؟
تو که باشی، هوا که هیچ
زندگی خوب است…
دارد برف می آید
در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد
تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند
دوست داشتن تو
خوردن یک سیب سالم و سفید
در یک روز شفاف و
شیشه ای زمستانی
محبوب من!
دوست داشتن تو
مثل شادی نفس کشیدن است
در یک کاج زار برفی..
هزار بـار جان میـدهم در گرمـای آغوشت
میـانِ هجـوم دانه به دانه ی بـرف های زمسـتانی
تو مثل سوگلی های
قشنگ زمستان می مانی
سرد
بارانی
آفتابی
به اندازه ی شیرینی
یک خواب زمستانی
در میان بازوانت
تو به تنهایی اندازه ی زیبایی های زمستان زیبایی
آنقدر زیبایی که آدم دلش می خواهد
با باران در آغوشت بگیرد
با کوچه در آغوشت بگیرد
با برف در آغوشت بگیرد
و در میان بازوانت زمستان را
عاشقانه تماشا کند
بیرون هوا بسیار سرد است اما با ایستادن در مقابل تو
احساسی شبیه در بهشت بودن به من می دهد
من احساس می کنم به فرشته های عالم بالا پیوسته ام…
دوستت دارم عزیزم!
در یک روز سرد زمستانی
دلم به حضورت خوش است که گرم تر از تابستانی
و عشق اعماق نگاهت می تواند
یک روز ابری و برفی را روشن و پر از درخشش کند
ایرادی ندارد،
سردی زمستان
به گرمی نگاه تو در…
تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت
می توان گفت که من چلچله باغ توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای توام
دارد برف می آید در گوش دانه های برف
نام تو را زمزمه خواهم کرد
تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند
وقتی برف می بارد همه چیز جادویی است
همه چیز زیبا به نظر می رسد
تو آمدی و اثباتی شدی بر این که هیچ زمستانی ماندنی نیست…
مهم نیست که چقدر سرد باشد..
مهم نیست که چقدر روی پیاده روهای خیابان لیز بخوریم
مهم نیست که چقدر سرما بخوریم
آغوش گرم تو برایم، دوای هر دردیست
فصلِ سرما می آید
زمستان را میگویم..
امّا تا آغوشِ تو هست،
من گرمِ گرمم…!
زمستان باشد
و نم باران
قهوه داغ
و بوی هیزم سوخته
گاهی
از همه دنیا
یه فنجون قهوه میخوای
و یه دلِ خوش
تصور زمستان از شعر تراژدی است
از کمدی چیزی نمی داند
خنده اش مدت ها پیش روی لبهایش یخ زده است.
وقتی که نیستی
دلم،
اسیر زمستان ست..
♥️
کاش
با دست هایت،
کمی بهار بیاوری!
خوشبختی یعنی:
صبح های خیسِ بارانی
جمعه ی سردِ زمستانی
خوشبختی یعنی:
دست های بی پناهِ من،
در دست های مهربانِ دلبرِ جانی!
شما هرگز قدر بهار را نمی دانید
تا اینکه زمستان سختی را پشت سر بگذارید.
در فصل باران توی دستت چتر خواهم بود
فصل زمستان هم برایت شال خواهم شد
وقتی به زمستان فکر می کنم
کمی در قلبم گرم می شوم.
مطالب مشابه: متن برفی قشنگ { جملات و اشعار عاشقانه درباره برف و زمستان }

دلم یک زمستان سخت می خواهد
یک برف
یک کولاک به وسعت تاریخ
که ببارد
که ببارد
که ببارد
و تمام راهها بسته شوند
و تو چاره ای جز ماندن نداشته باشی
و بمانی
عکس نوشته عاشقانه زمستانی
تو در برف
مهم نیست خیابان باشد
یا جنون باشد و یک عمر بیابان باشد
چه کسی گفته زمستان خدا زیبا نیست ؟
دوست دارم همه ی سال زمستان باشد
فصل که رخت عوض می کند دوباره عاشقت می شوم …
گیرم زمستان باشد و من آهسته روی پیاده روی یخزده راه بروم !
عشق تو همین شال پشمی است که نفسم را گرم می کند!
دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد
تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند.
تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری،
آرزو میکنم هر روز زمین بخورم !
کاش تابستان ها هم برفی بود !
ای که چون زمستانی
و من دوست دارمت
دستت را از من مگیر
برای بالا پوش پشمین ات
از بازیهای کودکانه ام مترس
همیشه آرزو داشتهام
روی برف، شعر بنویسم
روی برف، عاشق شوم
و دریابم که عاشق
چگونه با آتش برف میسوزد
نزار قبانی
تو که باشی
زمستان زیباترین فصل تقویم می شود
و شب را هیچ حاجتی به صبح نیست…
از فشردن
دست های گرم تابستانی تو و
دست های زمستانی من
چه پاییز های انتظار گذشت و گذشت
تا شکوفه های بهاری معتدل
من و تو
بر آمدند…
به چشمانت قسم
با بودن تو
زمستانی ترین روزم بهار است…
زمستان
می تواند زیبا ترین فصل تقویم باشد
وقتی سرما می گیردم و بعد
توی تنور آغوشت گرم می شوم
وقتی شب های سیاه و طولانی
من باشم
و
تو باشی
و
پرده ی اتاق
که از غروب تا صبح کشیده می ماند
زمستونِ
امسال خیلی قشنگه چون
گرمایِ دستِ تورو دارم….
دستامو بگیر تو دستت تا سرما رو حس نکنم
پا به پام قدم بزن زیر این برف سپید تا خوشحال ترین آدم روی زمین باشم
حضورت رنگ از چهره زمستان های سنگین زندگی ام پرانده است
تو بهاری ترین اتفاق زندگی ام هستی
با من در میان برف ها قدم بزن
دوست داشتن تو
خوردن یک سیب سالم و سفید
در یک روز شفاف و
شیشه ای زمستانی
محبوب من!
دوست داشتن تو
مثل شادی نفس کشیدن است
در یک کاج زار برفی…
در یک روز سرد زمستانی
دلم به حضورت خوش است که گرم تر از تابستانی
و عشق اعماق نگاهت می تواند
یک روز ابری و برفی را روشن و پر از درخشش کند
زمستان را فقط به خاطر تو دوست دارم
به خاطر لباسهای گرم زمستانیات
که هرچه سردتر میشود زیباترت میکنند
به خاطر پالتوی کمرتنگی که قدت را بلندتر نشان میدهد
وقتی باد پرده های اتاق را به اهتزاز در می آورد و مرا …
عشق زمستانی ات را به یاد می آورم
آن هنگام ، به باران پناه می برم تا به سرزمین دیگری ببارد به برف،
تا شهرهای دیگری را سفیدپوش کند و به خدا،
تا زمستان را از تقویمش پاک کند
چون نمی دانم بی تو ، چگونه زمستان را تاب آورم
مطالب مشابه: شعر عاشقانه کوتاه (اشعار کوتاه عاشقانه برای دلبری کردن)

روز برفی عاشقانه
هزار بار
جان می دهم در گرمای آغوشت
میان هجوم دانه به دانه ی
برف های زمستانی
گرم کن دلم را
با لبخندت در این روزهای سرد زمستانی
هیچ چیز به اندازهی بودن در آغوش تو
برایم مزه ندارد…!
دلم یک زمستان سخت میخواهد،
یک برف به وسعت تاریخ که ببارد
و تمام راهها بسته شوند
و توچاره ای جز ماندن نداشته باشی
و بمانی!!
چـه زمین خوردنی
زیباتر از زمین خوردن های یک روز برفی
وقتی که تـو باشی
برف میبارید و مـا آرام
گاه تنها، گاه با هم، راه میرفتیم
چـه شکایت های غمگینی که میکردیم
یا حکایت های شیرینی که میگفتیم
هیچ کس از مـا نمی دانست
کز کدامین لحظه شب کرده بود این باد برف آغاز



