متن دلتنگی کربلا (جملات و اشعار زیبای دلتنگی حرم امام حسین)

متن دلتنگی کربلا را به صورت گلچین در سایت ادبی روزنو برای شما همراهان گرامی آماده کرده ایم. کربلا شهری در کشور عراق و مرکز استان کربلا است. این شهر در ۱۰۰ کیلومتری جنوب غربی بغداد واقع شده و از نظر مذهبی برای مسلمانان شیعه بسیار مهم است، زیرا محل واقعه کربلا و دفن امام حسین (ع) و یارانش می‌باشد.

متن دلتنگی کربلا (جملات و اشعار زیبای دلتنگی حرم امام حسین)

متن دلتنگی حرم امام حسین

کربلا نرفتن سخت است…

کربلا رفتن سخت تر!

تا نرفته ای شوق رفتن داری… تا رفتی شوق مردن!

کربلا رفته ها می دانند، بعد از کربلا روضه ی حسین حکم زهر دارد برای دل اوراق شده ی زائر!

آخر اینجا، دیگر عباس نیست تا آرام شوی در حریم امنش…

کربلا دلتنگتم!

متن دلتنگی حرم امام حسین

دلتنگی یعنی کربلا بارون گرفته

چند ساله نوکر درد بی درمون گرفته

دلتنگیاشو پای این پرچم آورده

لیلا خبر داری دل مجنون گرفته

تویی فقط پناه من

ای روشنیِ راه من

تورو ازم گرفته بود

یه مدتی گناه من

مثه خودت غریبمو

از شما بی نصیبمو

کاشکی بیای ببینمت

بغل کنم حبیبمو

من که خراب کردم درستش کن یجوری

بی طاقتم اصلا بگو تا کِی صبوری

دور از تو و دور از حرم این وضعه حالم

پیر کرده دیگه نوکرو چند ساله دوری

من تو روضت ولی دلم

کربلاست زائر حرم

من که رفتم ولی حرم

ندیده طفلی مادرم

به خدا شال من گواست

زندگیم وقف روضه هاست

شروع زندگیم نجف

تهش که ختم به کربلاست

امسال برای اربعین دلشوره دارم

کِی میشه آقا سر روی تربت بذارم

من نه خودت بهتر میدونی یا حسین تا

کرب و بلات حتی جنازم رو میارم

با یه سلام حرم بیام

با رفیقام حرم بیام

جون دلم ازت فقط فقط

میخوام حرم بیام

دورم ازت چیکار کنم

باز باید رو به یار کنم

یعنی باید به سمت

کربلای تو فرار کنم

مطالب مشابه: متن درباره اربعین { جملات بسیار غمگین چهلم امام حسین و یاران شهیدش }

عکس نوشته دلتنگی کربلا

دلـم یه کربـلا میخواهد…

بغض هایم را گذاشته ام بین الحرمین بشکنم…

درد و دل هایم را گذاشته ام برای امام حسین بگویم…

نگاهم را کنار گذاشته ام برای دیدن شش گوشه…

کم تر صحبت میکنم

می ترسم انجا برای حسین حسین گفتن

کم بیاورم…

من که ندیده ام…

من که نرفته ام…

می گویند بین الحرمین عجب

صفایی دارد…

می گویند هوایش عطر

بهشتی دارد…

می گویند… خسته ام از می گویند ها…

دلم یک نقل قول از خودم در وصف کربلا می خواهد…

از حرم دورم ولی

عیبی ندارد آرزو

یک شبِ جمعه منو شش گوشه‌ای در پیشِ رو….

بـســم رب الحســـین علـیه الـسـلام

حسین جان

دل آدمی مگر چقدر

تحمل دارد

ندیدنت را !

ابکی من فراق الحسین…

آنقدر پشتِ درِ خانه تو می ایستم

تاکه در باز شود بوسه زنم بر پایت

آقا این دل بی تاب آواره ام در حرمت جا مانده

بطلب که قلب ما سوی شما میل تپیدن دارد

شب جمعست هوایت نکنم میمیرم

یا اباعبدالله

مداوای ما تویی

آقا جانم یه فکری به حال نوکرات بکن

حالمون رو به راه نیست

دلمون برا حرمت تنگ شده

برا لحظه لحظه اربعینت.

من حرم لازمم دلم تنگ است.

دلم هوای حرم کرده است میدانی

دلم هوای دورکعت نماز بالاسر

آقا جان کارد به استخون همه رسیده

غم دوری حرمت بیچاره‌مون کرده

کربلا یعنی همان دلتنگی هر روز و شب….

کربلا یعنی همان دلدادگی، صد آه شب…

کربلا یعنی همان ماوای هر عشاق دل

می کند دل یاد آن جنت سرا، هر روز و شب..

کربلا با من بگو، با من که دلتنگ توام!

از همان زیبایی جای جای تو، این روز و شب…

بارگاه جد من، اقای عالم، شاه حسین

هم عمویم آن علمداری که او هم ماه شب….

کربلا دلتنگیم، این روز و شب ها بس زیاد

با من دلخسته غمگین بگو، یک روز و شب…..

دلتنگ کربلا …

خرج تو می کنم دلتنگی هایم را، به امید دیدار کربلای تو …

من دلم نازک است و زود می گیرد… اما ایمانم اگر به چیزی بند کند، دیگر هیچ حرفی نمی تواند آن را سست کند؛

ایمان دارم وقتی دلم عجیب برای تو تنگ می شود …

وقتی عجیب دل هوای دیدارت دارد …

وقتی عجیب جاذبه ی قلبم به سوی توست …

آن لحظه نوشته می شود به پایم ثواب زیارتت و دلم قرص می شود که تو را از همین اتاقم و پشت پنجره ای نیمه باز زیارت کرده ام…

وقتی که نسیم، موهایم را نوازش می کند…

به خودم تلقین می کنم که تو صدایم را شنیده ای و قدری از هوای ملکوتی بین الحرمینت را برای دل خسته ام فرستاده ای…

من به همین چیزها دل خوش کرده ام و گرنه که تا بحال از غم دوریت …

دلم به حال خود می سوزد…

دلم می سوزد که نمی توانم از نزدیک ببویمت….

عطر سیب حرمت آرزوست ….

مطالب مشابه: متن درباره محرم ( جملات غمگین و سوزناک ماه محرم )

عکس نوشته دلتنگی کربلا

شعر دلتنگی کربلا

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

به یاد چایی شیرین کربلایی ها

لبم حلاوت «احلی من العسل» دارد

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش‌گوشه یک غزل دارد

بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

غلامتان به من آموخت در میانۀ خون

که روسیاهی ما نیز راه حل دارد

من یقین دارم یکی از همین روزها دست دلم را می گیری و  از باب الجوادت مرا وارد بهشت می کنی  و پنجره فولادت بهانه ای می شود  برای امضای تذکره ی کربلایی دیگر!

اصلا کربلایی که براتش را شما امضا کرده باشید  طعم دیگری دارد،  آقای خوبم…

و من همیشه کوله بار غم ها و غصه هایم را برایت آورده ام و تو با مهربانی ات مرهم شدی برای دردهای بیشمارم!

و سوغات سفر یک تذکره ی کربلا به نامم نوشتی و فقط گفتی سلام ما را برسان…

من یقین دارم باز هم مهربانی می کنی و پادر میانی  تا ارباب بار دیگر نوکرش را به پابوسی بپذیرد  و در نیمه های شب  وقتی دستانم دخیل پنجره های ضریح ارباب می شود…

دلم هوایی شود تا کربلای شما و بگویم  امام رئوفم این سفر را از تو دارم  و از نغمه های دل من که برایت پر می کشد، تنها تو خبر داری و من… !

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا