دیالوگ های عاشقانه (بهترین دیالوگ ها از فیلم های عاشقانه معروف)

دیالوگ های عاشقانه را در روزنو آماده کرده ایم. دیالوگ‌های عاشقانه به شخصیت‌ها این امکان را می‌دهند که احساسات و عواطف خود را به وضوح بیان کنند. این بیان احساسات می‌تواند شامل عشق، اشتیاق، حسرت، و ناامیدی باشد و به عمق ارتباط بین شخصیت‌ها افزوده و مخاطب را به دنیای عاطفی آنها نزدیک‌تر کند.

دیالوگ های عاشقانه (بهترین دیالوگ ها از فیلم های عاشقانه معروف)

قشنگ ترین دیالوگ های عاشقانه

قباد: موقتیه این روزا شهرزاد، می گذره. این وسط تنها چیزی که مهمه اینه که من هنوز با همه وجودم دوست دارم. عاشقتم

شهرزاد: خواهش می کنم آن قدر تجاوز نکن به حریم این کلمه مظلوم بی پناه. تو عاشقی؟ تو عاشقی واقعا؟ عاشق چیزی رو با چیزی تاخت نمی زنه … عاشق انقدر ترسو نمیشه که هنوز هایی به هویی نرسیده اینجوری آدمو تنها ول کنه بره.

شهرزاد

قباد: سخته واسم دوری تو اینو بفهم، چطوری اینو بهت ثابت کنم؟

شهرزاد: دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده … حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی و‌اگر نه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زائل می کنه آقای قباد دیوان سالار.

شهرزاد

هاشم: فرهاد پسرم … همیشه یه چیزی از وجود معشوق تو قلب عاشق ته نشین میشه…

برای همیشه حتی اگه همدیگه رو ترک کنن..! اما این فقط یه طرف سکه است پسرم…

این که اگه دنیات اندازه یه نفر کوچیک بشه… یا اون یه نفر اندازه خدا برات بزرگ بشه ..! اگه یه روزی ترکت کنه و بره اون وقت دین و دنیاتو با هم می بازی…!

شهرزاد

رویا: می دونی همه فکر می کنن اگه حس واقعیشون رو نشون بدن همه چی به هم میریزه.

هیچ کس حرف دلش رو راحت نمی زنه خوب اگه نمی خواد می تونه همون شب اول، همون لحظه اول بیاد و بگه…

استاد: فکر نمی کنی آدما واسه مخفی کردن احساسشون دلیل دارن؟

رویا: دلیلشون از هم دورشون می کنه، چه دلیلی از عشق مهم تره!

فیلم شب های روشن

امیر( بهرام رادان): وقتی که فکر کردی یکی را از ته دل دوست داری ولش نکن… ممکنه دوباره تکرار نشه… آدم وقتی تو سن و سال توئه فکر می کنه همیشه براش پیش می یاد… باید ده پونزده سال بگذره که بفهمی همون یه بار بوده… که حالت با چیز دیگه ای خوب نمیشه… عشق یعنی حالت خوب باشه.

فیلم پل چوبی

مطالب مشابه: شعر آغوش و بوسه (اشعار زیبا و عاشقانه درباره بغل و عشق)

قشنگ ترین دیالوگ های عاشقانه

خسرو شکیبایی: مردم منو می دیدن میگفتن مخش تکون خورده. ولی من به مامانم می گفتم من دلم تکون خورده نه مخم.

مادرم می گفت:گور بابا مخ، تو دلت قد صدتا مخ می ارزه، به خدا گفت، به همین زمین قسم گفت.

اندیشه فولادوند: مادرت نپرسید عاشق کی شدی؟ نپرسید اسمش چیه؟

خسرو شکیبایی: مادرا که از آدم چیزی نمی پرسن. همه چیو خودشون می دونن.

فیلم ستاره بود

سارا( لیلا زارع): من هیچ وقت هم چین عکس بزرگی نگرفته بودم، دستت درد نکنه.. تو کارت خیلی خوبه

مجید( آرش مجیدی):سوژه م خوب بود

– مجید ؟

– بله ؟

– تو عاشق من شدی مگه نه ؟!

– آره…

– باورم نمیشه تو مال منی

– من مال خودمم نیستم چه برسه به تو

– مال خودت شاید نباشی! اما مال منی…

– چی گفتی؟!

سارا عکسش را بالا و جلوی صورتش میگیرد و آرام میخندد (جلیل سامان)

ارمغان تاریکی

عکس نوشته جملات عاشقانه

حمید هامون( زنده یاد خسرو شکیبایی) آقای رئیس، این خانوم، این آقا و فک و فامیلاشون دست بدست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه… انگار من جنایت کردم. حالا هم باید نفقشو بدم … هم خونه رو بدم، هم مهریه رو بدم … هم بچه مو بدم، هم شرفمو بدم. چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟ من نمی تونم. این زن، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه … من طلاق نمی دم…

هامون

«می‌دونستم هرگز یادم نمی‌مونه نینا اون شب چه پوشیده. اما مطمپن بودم هرگز فراموش نمی‌کنم که چقدر زیبا بود.»

پدر عروس (Father of the Bride)

«پس قرار نیست آسون باشه. خیلی سخته. باید هر روز روش کار کنیم، اما من می‌خوام این کارو بکنم چون تو رو می‌خوام. همه‌ت رو می‌خوام، برای همیشه؛ من و تو، هر روز.»

دفترچه خاطرات (The Notebook)

«الان می‌تونم بمیرم، کلم. من فقط… خوشحالم. تا حالا این حس رو نداشتم. دقیقاً همون جایی هستم که می‌خوام باشم.»

درخشش ابدی یک ذهن پاک (Eternal Sunshine of the Spotless Mind)

«امشب اومدم اینجا چون وقتی می‌فهمی می‌خوای بقیه عمرت رو با یکی بگذرونی، دوست داری اون بقیه عمر هر چه زودتر شروع بشه.»

 وقتی هری سالی را دید (When Harry Met Sally)

«فکر می‌کنی وقتی جوونی، آدمای زیادی رو می‌بینی که باهاشون ارتباط می‌گیری. اما وقتی بزرگ‌تر می‌شی، می‌فهمی این اتفاق چند بار بیشتر نمی‌افته.»

پیش از غروب (Before Sunset)

عکس نوشته جملات عاشقانه

«نمی‌دونم واقعاً هر کس سرنوشت خودش رو داره یا هممون مثل یه پر کاغذی تو باد پرتاب می‌شیم. شاید هر دوش در آنِ واحد رخ بده. دلم برات تنگ شده، جنی. اگه چیزی لازم داشتی، من همین دور و برام.»

فارست گامپ (Forrest Gump)

مایک: تو یه روانی هستی و من عاشقتم …

اَبی: من روانی نیستم

مایک: من الان بهت گفتم عاشقتم، ولی تو فقط کلمه روانیُ شنیدی.

این نشونه آدمای روانیه!

حقیقت زشت

ریک:برای من سواله که واقعا ارزشش را داده که بخاطر اون می جنگید؟

ویکتور لیزلو( پل هنرید):مثله اینه که تو از من بپرسی که چرا نفس می کشیم. خب اگه ما نفس نکشیم می میریم، اگر ما با دشمنان خود نجنگیم جهان میمیره!

ریک:خب، چه طور میشه؟ از اینهمه بدبختی نجات پیدا می کنیم.

ویکتور لیزلو:میدونی صدات چه طور بنظر میرسه آقای بلین؟ مثل مردی که سعی می کنه خودش را پشت چیزی که بهش اعتقاد نداره مخفی کنه.

کازابلانکا

دیالوگ های خارجی و ایرانی عاشقانه

– ایلسا لاند( اینگرید برگمن):من مطمئن نیستم که تو مثل گذشته باشی. بزار ببینم آخرین باری که ما همدیگه را ملاقات کردیم …

ریک بلین( همفری بوگارت):لا بیلا آرورا بود.

ایلسا:چه خوب یادته، ولی در واقع اون روزی بود که آلمانی ها پاریس را اشغال کردن.

ریک:نمی تونی اون روز را فراموش کنی؟

ایلسا:نه

ریک:منم همه جزئیات اون روز را خوب یادمه، آلمانی ها لباس خاکستری رنگ پوشیده بودن و تو لباس آبی.

کازابلانکا

جک: رز، تو پیک نیک نیومدی! می فهمی. تو مثل یه دختر بچه بداخلاق و لوسی، ولی در عین حال حیرت انگیزترین و فوق العاده ترین زنی هستی که من توی عمرم دیدم.

فیلم ترسناک

مطالب مشابه: شعر درباره عشق / اشعار بلند و کوتاه درباره عشق و عاشقی

دیالوگ های خارجی و ایرانی عاشقانه

«متنفرم از طرز حرف زدنت، و از مدل موهات.

متنفرم از وقتی که با ماشینم رانندگی می‌کنی. متنفرم وقتی زل می‌زنی.

متنفرم از چکمه‌های گنده‌ی احمقانه‌ات و طوری که ذهنم رو می‌خونی.

ازت انقدر بدم میاد که حالم رو بهم می‌زنه؛ حتی باعث می‌شه قافیه‌سازی کنم.

متنفرم، متنفرم از اینکه همیشه حق با توئه. متنفرم وقتی دروغ می‌گی.

متنفرم وقتی من رو می‌خندونی، حتی بدتر وقتی که من رو به گریه می‌ندازی.

متنفرم وقتی این دور و بر نیستی، و این که زنگ نزدی.

اما بیشتر از همه از این متنفرم که ازت متنفر نیستم، اصلاً، حتی کمترین حد، حتی به اندازه یه ذره.»

۱۰ چیز درباره تو که ازشان متنفرم (10 Things I Hate About You)

«تو می‌تونی واقعیش کنی. افسانه‌ها هم داستان‌هایی از آدم‌های معمولی هستن که کارهای خارق‌العاده می‌کنن. البته این کار شجاعت می‌خواد و تخیل… که همه ندارنش. شاید من یه پیرمرد حقه‌باز باشم، اما اینو می‌دونم: چیزی که دو نفر عاشق بر خلاف همه‌ی سختی‌ها با هم خلق می‌کنن، می‌تونه تا همیشه اونا رو کنار هم نگه داره.»

یک عشق کوچک (A Little Romance)

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا