متن کوتاه در مورد شیراز ( جملات ادبی و شعر درباره شهر شیراز )

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزنوچندین شعر و متن کوتاه در مورد شیراز را آماده کرده ایم. این جملات خاص درباره این شهر زیبا، به نوعی تداعی کننده زیبایی های اُنس گرفته با این شهر هستند و خوانش آن ها برای شما قطعا لذتبخش خواهد بود.

متن کوتاه در مورد شیراز ( جملات ادبی و شعر درباره شهر شیراز )

جملات بسیار زیبا درباره شیراز

شیراز شهر باغ‌های نارنج و عطر بهار نارنج است.

تو شیراز حتی نسیم هم بوی شعر و گل می‌دهد.

حافظ و سعدی دو چشمه جوشان حکمت و ادب در قلب شیرازند.

شیراز یعنی سفره‌ی هفت‌سین کنار حافظیه و دعا برای فردایی بهتر.

ارگ کریم‌خانی، قصه‌ی یک سلطنت ساده و مردمی را روایت می‌کند.

شب در شیراز با صدای چنگ و آواز، معنای شعر حافظ را زنده می‌کند.

شیراز گهواره خورشید است و آغوش گرم مهربانی.

در کوچه پس کوچه‌های شیراز، ردپای یک تمدن چند هزار ساله را می‌بینی.

شیراز یعنی تنگه الله‌اکبر در شب، و دلتنگی یک مسافر همیشگی.

گل‌های رزمحمدی شیراز، حرف‌های ناگفته عاشقان را زمزمه می‌کنند.

جملات بسیار زیبا درباره شیراز

شاه‌چراغ، نگینی که شب‌های شیراز را نورباران می‌کند.

شیراز شهر لبخندهای گرم و نگاه‌های صمیمی مردمان خونگرم است.

ایستگاه راه‌آهن شیراز، تلفیقی از معماری مدرن و خاطرات قدیمی.

بازار وکیل نه تنها جای خرید، که موزه‌ای زنده از هنر و صنعت است.

مطالب مشابه: متن تبریک روز زنجان (پیام‌های زیبا و احساسی تبریک روز شهر زنجان)

عکس نوشته درباره شهر شیراز

آواز بلبل بر شاخه‌ی نارنج، نت‌های موسیقی بی‌کلام شیراز را می‌نوازد.

شیراز یعنی خاطره‌ی یک شب بارانی در گذر تاریخی قصرالدشت.

باغ ارم، بهشتی که شاعرانه‌ترین درختان سرو جهان در آن قد کشیده‌اند.

شیراز در فصل بهار به رنگ صورتی ساقه‌های برگنار در می‌آید.

آرامگاه سعدی، کاشانه‌ی شاعری که همه عالم را به نیکی سفارش می‌کند.

شیراز یعنی شنیدن صدای اذان از گلدسته‌های مسجد وکیل و حس آرامش.

در قصر ابونصر، غبار تاریخ بر دیوارهایی نشسته که یادگار ساسانیان است.

 شیراز پل ارتباطی میان دلتنگی‌های یک عاشق و شعر ناب حافظ است.

قدم زدن در خیابان زند، تماشای تابلویی از هنر و تاریخ همزمان است.

 درویش‌های نقال میدان نقش جهان شیراز، راویان قصه‌های کهن هستند.

شیراز یعنی فال حافظی که می‌گیری و دلت آرام می‌گیرد.

 مسجد نصیرالملک، نمازخانه‌ای که با طلوع خورشید، کلیسای رنگین کمانی می‌شود.

شیراز شهر کاشی‌های لاجوردی، گلدسته‌های سیمین و قبله‌گاه شاعران.

بوی نان سنتی در نانوایی‌های قدیمی محله سنگ سیاه، طعم خاطره دارد.

 شیراز یعنی غروب دل انگیز در دروازه قرآن، جایی که آسمان به زمین نزدیک می‌شود.

 شیراز را اگر با چشم دل ببینی، تمام نقش‌هایش حکایت عشق و زندگی ست.

به عشق حافظ آمدم تا غم را در حافظیه جا بگذارم؛ شیراز یعنی رسیدن به آرامش پس از طوفان دلتنگی.

نسیم شیراز برای عاشقان پیام‌آور است؛ بوی نارنج، نغمه‌ی بی‌صدایی که بی‌حرف حرف می‌زند.

سروهای باغ ارم، قامت بسته‌اند به عشق؛ گویی زمین و آسمان در این شهر پیمان ازلی بسته‌اند.

شیراز یعنی قدم زدن در کوچه‌هایی که سعدی روزی در آنها عشق را معنا کرده است.

دلم برای فال حافظ پای گلدسته‌های مسجد وکیل تنگ شده؛ برای شهری که هر گوشه‌اش آرزویی را برآورده می‌کند.

تو ای شهر شعر، چشمانت پر از ستاره است؛ هر شبت، یک غزل از حافظ، هر روزت سفرهای معطر به بهار نارنج.

شیراز یعنی بارانی از گل یاس، یعنی سجاده‌ای سبز در محراب نور شاه‌چراغ.

در خلوت آرامگاه حافظ، دلم هوای نغمه‌های قدسی کرد؛ آنجا که مرغان سحر، خداحافظی غم را زمزمه می‌کنند.

عشق شیرازی بودن نیست، عشق شیراز زیستن است؛ با تمام شیدایی بلبلان باغ دلگشا.

من و دل، عاشق بوی بهار نارنجیم؛ عاشق کوچه پس کوچه‌هایی که رد پای ساقی از چشمه رحمت مانده.

شیراز یعنی شبی که در آن، ماه بر گلدسته‌های حافظیه می‌نشیند و اشعار عاشقانه را نجوا می‌کند.

چه عاشقانه است نگاهت ای شهر؛ خیابان‌هایت رگ‌های عشق را می‌تپانند، نفس‌هایت بوی شعر حافظ می‌دهد.

درختان نارنج شیراز، مشق وفا می‌کنند؛ هر شاخه‌شان قصه‌ای، هر برگشان فصلی از یک عشق بی‌پایان.

 تو ای شیراز، مرا مست کرده‌ای؛ شرابت از جنس نور، نغمه‌هایت از جنس ابرهای بهاری.

دلم تنگ است برای سروهای باغ ارم؛ برای آن قامت‌هایی که باد، راز عشق را در گوششان نجوا می‌کند.

شیراز یعنی در انتظار نسیم سحر بودن؛ نسیمی که بوی خوشی و شعر و بهار نارنج را با خود می‌آورد.

بیا تا از این شهر بوی عشق استشمام کنیم؛ بیا که دلتنگی‌هایمان را در محراب نور شاه‌چراغ پنهان کنیم.

عشق، کوچه‌های سنگفرش ارگ کریمخانی را برای قدم زدن انتخاب کرده است؛ چه شبی باشد، چه مقصدی.

عکس نوشته درباره شهر شیراز

آواز مرغان سحر در نخلستان‌های شیراز، دعای عاشقانه‌ایست که به آسمان اوج می‌گیرد.

چه زیبا نوشتی ای باد، نام شیراز را بر برگ درختان بهار؛ گویی خود حافظ کاغذی از گلبرگ است.

متن زیبای ادبی درباره شیراز

شیراز یعنی بارانی از جنس عطر نرگس؛ یعنی آغوشی که خسته‌گان راه عشق را بی‌منت پناه می‌دهد.

تو ای شهر، آیینه گمشده آرزوهای منی؛ هر نقش تو، سایه‌ای از خاطرات عاشقانه است.

 از پنجره به حافظیه نگاه کن که چه شورانگیز نماز شکر می‌خواند؛ این شهر، معبد شیداییان است.

ساقی بیا که وقت گل و باده است؛ در این شهر شعر و مستی، عطر عشق در کوچه باغ‌ها پیچیده.

دلم می‌خواهد در شب بارانی شیراز، چتری بردارم و تا ابد در کوچه‌های دلگشا گم شوم.

دست‌های خالی ما را جز سایه سروهای باغ ارم، هیچ کس در این شهر پناه نمی‌دهد.

شیراز یعنی شعری که سعدی در وصف معشوق سروده؛ یعنی نغمه‌ای که حافظ در میخانه عشق زمزمه کرده.

ازاینجا که بگذری، تاریخ دستمالی از جنس ابریشم بر زخم دلتنگی‌هایت می‌بندد؛ این قدرت بی‌کران عشق در شیراز است.

دریغ از دلی که نلرزد به بانگ اذان در شبستان مسجد وکیل؛ دریغ از چشمی که خیره به نور نشود.

ای شیراز، تو را به رسم تمام غزل‌های ناتمامم دوست دارم؛ تو را شیدا وار، شاعرانه و عاشقانه.

مطالب مشابه: متن درباره ایران باستان | جملات خفن و غرور آمیز درباره تاریخ ایران

شیراز یعنی عطر بهار نارنج مستمان می‌کند و شعر حافظ، جاده‌ای به سوی بی‌خودی. این شهر، دفتر عاشقی‌ست که خط خوشش را قلم عشق نوشته.

شب در ایوان حافظیه، ماه را دیدم که با سروها نجوا می‌کند. گفتم راز چیست؟ گفت: اینجا شیراز است، شهر عاشقان بی‌دست و پایی که دلشان از قفس تن پر می‌کشد.

بوی باران در کوچه‌های سنگفرش ارگ، یادآور غزلی ست که سعدی در وطن عشق سروده. هر قطره، یک بیت، هر قدم، یک عاشقانه. شیراز یعنی نفس‌هایی که شعر می‌شوند.

شیراز شهر بوسه‌های نهانی پشت درختان نارنج است. نسیم که می‌وزد، هزاران قصه ناگفته از زیر گلبرگ‌ها بیرون می‌زند و آسمان را سرشار از راز می‌کند.

چشمانت را ببند و تصور کن شهری که در آن سرو، پیام‌آور عشق است و باران، ترانه‌های حافظ. باز کن، این جادو فقط در شیراز اتفاق می‌افتد. اینجا یعنی شعر ناب زندگی.

در این شهر، هر خیابان انعکاس یک غزل است. تا پا می‌گذاری، حافظ دستت را می‌گیرد و سعدی راه می‌نماید. شیراز یعنی سفری به درون خویش، در قاب کاشی‌های لاجوردی.

دلم برای غروب دروازه قرآن تنگ شده؛ آن ساعت که پرنده‌ها نماز شکر می‌خوانند و نور، پلک‌های شهر را می‌بوسد. شیراز یعنی لحظه‌ای که زمین تا آسمان فاصله ندارد.

 ای شهر، تو را به رنگ برگنار بهار دوست دارم؛ آنگاه که صورتی می‌شوی و دلها را از سردی زمستان نجات می‌دهی. شیراز یعنی بهاری که هرگز تمام نمی‌شود.

 شیراز یعنی نسیم سحری که از باغ ارم می‌آید و بیدارمان می‌کند برای عاشقی. نه به زور، نه به اجبار، فقط با بوی نرگس و مهربانی.

متن زیبای ادبی درباره شیراز

تو آنی که در دل کویر، معجزه آب و آیینه را تفسیر می‌کنی. ای شیراز، چشمانت زلال است و دستانت پر از غنچه. عاشق تو بودن، یعنی شعر زیستن.

 سروهای باغ ارم به راستی قامت بستند به عشق؛ گویی هر کدام نشانه‌ای از معشوقند. در سایه آن‌ها بنشین، خواهی دید که عشق یعنی همین حال و هوای شیرازی.

در شبستان مسجد نصیرالملک، روشنای صبح، شیشه‌ها را مهمانی می‌کند. آن لحظه، رنگ‌ها رقصی عاشقانه سر می‌دهند. شیراز یعنی کاشانه‌ای برای شیدایی چشم‌های تو.

بگیر دست مرا و ببر به گذر قصرالدشت؛ بگذار باران ببارد و ما عاشقانه قدم بزنیم. شیراز یعنی حتی دلتنگی‌هایش هم شاعرانه‌ست، حتی غم‌هایش هم رنگی از امید دارد.

شیراز شهر شراب نگاه حافظ است؛ شرابی که مستی‌اش تا ابد ماندگار است. بنوش از زلال هوایش، که هر نفسی در این دیار، ترانه جاودانگی ست.

من عاشق آن کوچه‌های بن‌بست شیرازم که انتهایشان دیواری از گل یاس است؛ یعنی بن‌بست نیستی، بلکه آغاز پرواز. این شهر، معجزه‌ای ست میان دیوارها.

ای شهر گلدسته‌ها و گنبدهای فیروزه‌ای، آوای اذان در مسجد وکیل، دلم را از این قفس خاکی آزاد می‌کند. شیراز یعنی صدای آسمان بر روی زمین.

در حافظیه، آرام می‌گیرد دلی که طوفانی ست. حافظ با همان نگاهی که به جام دارد، تمام غم مرا می‌دزدد. شیراز یعنی داروی همه دردمندی‌ها. بیا و شفا بگیر.

تو را قسم به نارنج‌های دوشیزه باغ دلگشا، یک لحظه از خاطرم بیرون مرو. ای شیراز، تو قشنگ‌ترین ابیات کتاب عمر منی.

عاشق که می‌شوی، چشم‌هایت سرو می‌بیند و گوش‌هایت شعر می‌شنود. در کوچه‌های شیراز عاشق شو، که این شهر، مدرسه عشق است و استادش خود حافظ.

شیراز یعنی رد پای ماه بر حوض فیروزه‌ای مسجد وکیل؛ یعنی عکسی که قابش از جنس خاطره است. هر قطره آب این حوض، قصه عاشقان بی‌قرار را روایت می‌کند.

شب بارانی شیراز، چتری نمی‌خواهد، فقط یک دل عاشق و یک غزل از سعدی. بگذار خیس شوی، که قطرات باران در این شهر، بوسه‌های آسمانند بر زمین ادب.

ای شهر بهار نارنج و تب مستی، تو مرا شیدا کرده‌ای به بوی نان و پونه در نانوایی سنگکی محله. شیراز یعنی ساده‌ترین چیزها، عاشقانه‌ترین لحظات را می‌سازند.

مطالب مشابه

دکمه بازگشت به بالا