سفرنوشت امروز فصل بهارمان باز هم زياد دورنيست. جوري كه اگر مثل ما جمعه صبح زود راه بيفتيد شب دير وقت ميتوانيد در خانهتان باشيد و اگر پنجشنبه راه بيفتيد كه چه بهتر؛ ميتوانيد سفر بسيار كاملتري را تجربه كنيد. يك سفر يك روز و نيمه به دهكدهاي زيبا.
همه ميدانيم كه جاده چالوس زيباست و هرفصلش يك جور نيست و تفاوت را لحظه به لحظه با فصلها حس ميكنيم؛ زمستانش خشك اما زيباست.
برف روي كوهها و جنگل منظره زيبايي را بهوجود ميآورد؛ البته همه اينها تا زمان بسته شدن جاده است. پاييزش كه واقعا فصل رنگهاست؛ نارنجيهايي كه با سبزي درختان قاتي شدهاند منظرهاي در چشمتان به وجود ميآورد كه براي كل سال خاطرهاش لبخند را به لبانتان ميآورد.
بهارش كه الان در آن به سر ميبريم سبز است؛ گاهي گرم و گاهي باراني و در سايهسار خنك درختان ميتواني دل بسپاري به سفري بيخطر كه نهايت خطرش رگبارهاي بهاري است.
تابستانش هم كه زيباست و براي رسيدن به دريا و تني به آب زدن حتي گرمايش هم قابل تحمل ميشود، ولي ما حالا ميخواهيم در جاده چالوس با شما باشيم؛ در فصل بهار و با طبيعت دلپذيرش. پس با ما بياييد و در پيچ جاده ما را همراهي كنيد كه با شما اين سفر لذتبخشتر خواهد شد.
صبح با خنكاي هواي شش صبح راه ميافتيم. در راه ناني هم ميگيريم كه صبحانه را در جاده بخوريم. جاده تهران به سمت كرج در اين ساعت، خلوت و بيترافيك است؛ البته اين پاداش صبح زود بيدار شدنمان است، چون خيلي زودتر از تصورمان به جاده چالوس ميرسيم و سفرمان شروع ميشود. هواي اول صبح خنك است. بادي ميآيد و درختان بعضي قسمتها برايمان سايهساري بسيار گسترده را ايجاد كردهاند. باد كه لابهلاي درختان ميوزد نور خورشيد را از آن بين تكان ميدهد و منظره زيبايي برايمان به وجود ميآورد.
همراه با قطرههاي شبنم كه تلالواش را در نور ميبينيم كه روي برگها چشمك ميزند. روحمان هم جلايي ميگيرد. بعداز پشت سرگذاشتن مناطق پل خواب و سيرا، گچسر و سياهبيشه و ميجلار نزديكيهاي مرزنآباد صبحانهمان را ميخوريم.
ساعت حدود ۱۰ صبح شده است. در دوراهي دوآب، تابلوي بزرگ روستاي كجور به چشمان ميخورد. مسيري كه دستيابي به دهكده مورد نظر ما از اين راه ميسر ميشود. اين تابلو مسافران و گردشگران عزيز را به ديدن روستاي زيباي كجور و مناطق ديدني آن دعوت ميكند. بخصوص به دهكده زيباي كندلوس و موزهاي كه در آن وجود دارد.
بله ما مسافر كندلوس هستيم. از اينجا به بعد سفر اصليمان شروع ميشود. بهسمت روستا ميپيچيم و از دشتهاي زيباي وسط راه لذت ميبريم. آب و هوا كاملا بهاري است؛ البته گرما در اين ساعت كم نيست، ولي آزاردهنده هم نميباشد.
تابلوهايي كه به چشم ميخورند سه روستا را به ما نشان ميدهند، روستاي پول، كجور و البته دشت نظير را هم ميبينيم و بعد كندلوس.
در آخر هم كه راه به رويان ختم ميشود. از يكي از محليها ميپرسم كه رويان چطور و به اينجا چه ربطي دارد و او برايم ميگويد كه از آبپري هم بعد از پشتسر گذاشتن مسير كوهستاني شما به كندلوس ميرسيد. در اصل اين دو به هم راه دارند و اين كوه را بايد بپيماييد. برايم جالب بود.
شما هم ميتوانيد راه زيباي روستاي پول، كجور و… را ببينيد و بعد از راه زيباي آبپري برگرديد و آبشار زيباي آن را هم ببينيد. در اصل با يك تير دو نشان زدهايد و خلاصه روح و روانتان را آرامش داده و تازه كنيد.
خب برگرديم به روستاي پول كه با گذشتن از پيچهاي تو در تو و زيبايش به آن ميرسيم و بعد از آن به كجور. ميانراه هم نهري كوچك به چشم ميخورد كه در كنار آن محليها به فروختن گيلاس و چند ميوه محلي ديگر مشغولند و مسافران آنجا براي لحظاتي و حتي ساعاتي سكني ميگيرند و خستگي از تن ميزدايند و هم خريدي ميكنند.
از فروشندهها ميپرسم بايد براي زدن بنزين چه كنم كه آنها به من ميگويند كمي جلوتر از پول پمپبنزين هم وجود دارد.
اين هم يكي ديگر از امكانات اين روستاست كه وقتي در پيچهايش گم ميشويد فكر ميكنيد از دنيا دور افتادهايد و وقتي از بالاترين نقطهاي كه پيمودهايد به پاييندست نگاه ميكنيد براي لحظهاي هم غمهايتان فراموشتان ميشود.
خب خسته كه نشديد، داريم به روستاي زيباي كندلوس ميرسيم. راهي كه ۴۲ كيلومتر بعد از طيكردن اين مسير آسفالته و كوهستاني به آنجا ميرسيم. همه چيز در كندلوس فراهم است؛ طبيعت سرسبز، هواي دلپذير، مهمانسرا و موزه مردمشناسي كه تابلويش در جاي جاي جاده بهچشم
ميخورد.
خوش آمديد. اينجا يكي ديگر از اماكن ديدني ايران عزيزمان است كه زياد هم ديدنش سخت نيست، فقط كمي همت ميخواهد.
درباره كندلوس
اينجا كندلوس است؛ جايي كه تمدنهاي گوناگوني را در دورانهاي مختلف تاريخ به خود ديده و نشانههايي از تمدن قبل از ميلاد، تمدن ايران قبل از اسلام و تمدن ايران بعد از اسلام در آن به چشم ميخورد. اين دهكده از قديميترين سكونتگاههاي منطقه كجور است كه شامل محلههاي درزيكلا، ملاكلا، جورسري، جيرسري، بنيمسري و سري دله است.
اين دهكده بسيار زيبا هرروز مسافران زيادي را به خود ميبيند. برخي منابع اين دهكده را گذرگاه رستم ذكر مي كنند. اين روستا الان به يكي از قطبهاي گردشگري مازندران بدل شده است؛ اين روزها به خاطر تاريخ و تمدن چندهزار سالهاش در انتظار ثبت در آثار ملي ايران است.
موزه مردمشناسي آن كه گردشگران زيادي را بهخود جلب كرده دو طبقه است و آثار و اشياي مختلفي در آن به چشم ميخورد. حتي در كندلوس موزه گياهان دارويي نيز به چشم ميخورد. محصولات لبني اين منطقه نيز كه شهره خاص و عام است و از كيفيت بسيار خوبي برخوردار ميباشد. عسل آن هم معروف است و … .
حال شما نميخواهيد به كندلوس برويد؟! ديگر با خودتان است. بهار ، جاده و اين دهكده زيبا منتظر شمايند.
بهاره سديري
گردآوری این مطالب توسط جستجوگر خبری پرتال روز نو roozeno.com


